غزل شماره‌ی ۷۸ دیوان حافظ: دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

غزل شماره‌ی ۷۸ دیوان حافظ: دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۷۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۷۸ - دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

 

۱. دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت - بِشْکَسْت عَهْد، وَز غَمِ ما، هیچ غَم نَداشت
معنی: دیدی که یار قصد دیگری غیر از جور و ظلم نداشت پیمان خود را شکست و از غم ما غمی به دل راه نداد.

 

۲. یا رَب مَگیرَش اَرْچِه دِلِ چون کَبوتَرَم - اَفْکَنْد و کُشْت و عِزَّتِ صِیْدِ حَرَم نَداشت
معنی: خدایا او را ببخش، هرچند که کبوتر دل مرا گرفت و کشت و حرمت صید حرم دل را نگاه نداشت.

 

۳. بَر مَن، جَفا زِ بَخْتِ مَن آمَد وَگَرنَه یار - حاشا که رَسْمِ لُطْف و طَریقِ کَرَم نَداشت
معنی: این از بخت بد خودم بود که به من جفا رسید وگرنه نمی‌توان راه و رسم مهربانی و بزرگواری یار را نادیده گرفت.

 

۴. با این هَمِه، هَر آن‌که نَه خواری کَشید اَز او - هَر جا که رَفْت، هیچ کَسَش مُحْتَرَم نَداشت
معنی: با همه‌ی این احوال هر کس از دست او رنج و زبونی نکشید هر کجا رفت مورد احترام کسی واقع نشد.

 

۵. ساقی بیار بادِه و با مُحْتَسِب بِگو - اِنْکارِ ما مَکُن که چُنین جام، جَم نَداشت
معنی: ساقی جام باده بیاور و به مخالفین ما بگو که بیهوده منکر اعتقاد ما نشوند زیرا جمشید همچنین جامی در اختیار نداشت.

 

۶. هَر راهرو که رَه به حَریمِ دَرَش نَبُرْد - مِسْکین بُرید وادی و رَه دَر حَرَم نَداشت
معنی: چه بسیار سالک و پوینده‌ی راه که با آن‌که رنج راه را به خود هموار کرد، به اطراف حرم نرسید و در حرم راه نیافت.

 

۷. «حافظ»! بِبَر تو گویِ فِصاحَت که مُدَّعی - هیچش هُنَر نَبود و خَبَر نیز هَم نَداشت
معنی: حافظ تو گوی فصاحت را از میدان دربرده در اختیار‌گیر که مدعی تو نه هنری دارد و نه از هنر خبری.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۷۸ دیوان حافظ:
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی. از کاری که کرده‌ای بسیار نادم و پشیمانی. با شکست مواجه شده‌ای و فکر می‌کنی دیگر کسی تو را دوست ندارد و مورد احترام نیستی. اما مرور زمان همه چیز را دست می‌کند. مطمئن باش این شکست مقدمه‌ای است برای پیروزی بزرگ انشاالله.

 

معنی برخی واژگان غزل:
یا رب مگیرش: خدایا به حساب او میاور، مواخذه‌اش مکن.
عزت: احترام.
صید حرم: شکار مرغ‌های محوطه‌ی حرم.
حرم: (استعاره) در این‌جا به‌معنی خانه‌ی دل عاشق.
حاشا: مطلقا هرگز.
مدعی: صاحب ادعای بی‌حق و خلاف واقع و بی‌دلیل.
انکار: حاشا، باور نداشتن، قبول نداشتن.
انکار ما مکن: ما را منکر مشو.
حریم در: اطراف آستانه.
حرم: (استعاره) خلوت دلدار، محوطه‌ی امکنه‌ی مقدسه.
برید وادی و: بیابان را طی کرد.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری