در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۴۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۴۰ - المنه لله که در میکده باز است
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۹ - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۸ - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سستبنیادست
در اواخر دورهی قاجاریه، مردم به طبقات گوناگونی از خان، میرزا، بیگ، رعیت و... تقسیم میشدند. ممتازتر از همهی طبقات، اعیان یا خانها بودند که معمولا از نظر ثروت و...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۵ - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
بخیلی اهل کوفه شنید که در شهر بصره، مردی زندگی میکند که در بخل و خساست مشهور و معروف است، به همین سبب راهی بصره شد تا او را ببیند و دریابد که بخل او تا چه اندازه است.