داستان کوتاه فالوده و حمام

داستان کوتاه فالوده و حمام
آورده‌اند که روزى «سلطان محمود» به «خواجه حسن میمندى» که وزیر او بود گفت: «آیا شخصى باشد که فالوده نخورده باشد.» وزیر گفت: «اى پادشاه! بسیارند که فالوده نخورده‌اند و ندانند.»
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه سبیل کسی را چرب کردن

داستان کوتاه سبیل کسی را چرب کردن
در گذشته داشتن سبیل و ریش در میان مردان بسیار مرسوم بود و کمتر مردی پیدا می‌شد که ریش و سبیل‌هایش را بتراشد. معمولا مردان بزرگ و عالمان و دانشمندان سبیل و ریش‌های بلندی داشتند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چوبکاری کردن

داستان کوتاه چوبکاری کردن
عبارت چوبکاری کردن به لحاظ معنی و مفهوم واقعی یعنی کسی را با چوب زدن و به‌وسیله‌ی چوب تنبیه و سیاست کردن است. ولی مجازا به‌معنی: کسی را خجل و شرمسار کردن...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن
در گذشته‌های دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقک‌هایی داشتند که با حاضر جوابی‌ها، شیرین کاری‌ها و به‌خصوص متلک‌های نیش‌داری که به حاضران جلسه می‌گفتند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پیراهن عثمان

داستان کوتاه پیراهن عثمان
پس از کشته شدن «عثمان» سومین خلیفه از «خلفای راشدین» به‌دست شورشیان، همسرش پیراهن خون‌آلود و مقداری از ریش کنده شده‌ی او را همراه نامه‌ای برای «معاویه» فرستاد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه قلب بزرگ

داستان کوتاه قلب بزرگ
ماشه‌ی تفنگم را کشیدم، و نی‌ها به حرکت درآمدند. تعداد زیادی از مرغابی‌های وحشی به پرواز درآمدند و بال‌های‌شان را با صدا برهم زدند، و مرغ دریا شتابانه دوید تا در میان نی‌ها پناه گیرد.
دنباله‌ی نوشته