داستان کوتاه اگر می‌دانستی درویش چقدر بی‌نانی و بی‌پازری کشیده، نمی‌پرسیدی

داستان کوتاه اگر می‌دانستی درویش چقدر بی‌نانی و بی‌پازری کشیده، نمی‌پرسیدی
می‌گویند پادشاه کشوری مرد. مردم آن کشور به‌رسم همیشه شاهینی را به پرواز درآورند تا شاهین بر روی دوش هر کس که نشست او را پادشاه کنند. وزیر بزرگ پادشاه روی...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه شاید آفتاب نخواهد نصف شب طلوع کند

داستان کوتاه شاید آفتاب نخواهد نصف شب طلوع کند
در یکی از روزها ملانصرالدین صبح تا عصر به‌سختی کار کرد. شب که شد، خسته به خانه برگشت. شام خورد و بدون معطلی به رختخوابش رفت. هنوز خوابش نبرده بود.
دنباله‌ی نوشته