داستانکهای داوود پیامبر و پیرزن، بهلول و خوان طعام خلیفه، تجدید وضو، برای خوشحالیمان ببخشیم، از که حاجت بخواهیم؟، زن پلنگی، جهل نگهبان دروازهی روستا و...
داستانکهای بودا و زن هرزه، قبر عُجیف، چهار تا پسر، خدا خوش حساب است، فرق بین مانع و فرصت، تعبیر خواب پیرزن، دلی مهربان و بزرگ، من یاغی نیستم، شبی که برف آمد و...
ابراهیم پسر رکنالدین ساوی میگوید: در آن سال که در هرات بودمی، نزد شیخ صائنالدین غزنوی درس حدیث خواندمی. شیخ صائنالدین را هماره تبسم بر لب بودی، جز آن روز که...
جورج واشینگتن نخستین رئیس جمهور آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی میگذشت. در گوشهی خیابان، سه رفتگر با زحمت زیاد سعی میکردند تیری بزرگ را بلند کنند.
«شریک بن عبدالله نخعی» از فقهای معروف قرن دوم هجری، به علم و تقوا معروف بود. «مهدی بن منصور» خلیفهی عباسی، علاقهی فراوان داشت که منصب «قضا» را به او واگذار کند.
لیلی گلستان مترجم و نگارخانهدار ایرانی میگوید: در دولت قبل برای ممیزی یک کتابم برای عبارت دست رد بر سینهاش زد... اصلاحی آمد که این را بردارید و بهجای سینه چیز دیگری بگذارید.
یه معلم خیلی خوب داشتیم که خیلی خوش اخلاق بود. اواخر دورهی خدمتش بود و حسابی آروم و دوستداشتنی. جوری که ما با همهی بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتیش رو ببینیم.
روزی رضاشاه باخبر شد که در مسیر یکی از شهرهای جنوب شبها راهزنان سر راه مسافرین در بیرون شهر را گرفته و داروندار و پول آنها را به یغما میبرند. رضاشاه دستور میدهد...
گویند که در شهر نیشابور موشی به نام «زیرک» در خانهی مردی زندگی میکرد. زیرک دربارهی زندگی خود چنین میگوید: هرگاه مرد صاحبخانه خوراکی برای روز دیگر نگه میداشت...