داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن

داستان کوتاه خر کریم را نعل کردن
در گذشته‌های دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقک‌هایی داشتند که با حاضر جوابی‌ها، شیرین کاری‌ها و به‌خصوص متلک‌های نیش‌داری که به حاضران جلسه می‌گفتند...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پیراهن عثمان

داستان کوتاه پیراهن عثمان
پس از کشته شدن «عثمان» سومین خلیفه از «خلفای راشدین» به‌دست شورشیان، همسرش پیراهن خون‌آلود و مقداری از ریش کنده شده‌ی او را همراه نامه‌ای برای «معاویه» فرستاد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه قلب بزرگ

داستان کوتاه قلب بزرگ
ماشه‌ی تفنگم را کشیدم، و نی‌ها به حرکت درآمدند. تعداد زیادی از مرغابی‌های وحشی به پرواز درآمدند و بال‌های‌شان را با صدا برهم زدند، و مرغ دریا شتابانه دوید تا در میان نی‌ها پناه گیرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مهمان ناخوانده و نان و پنیر

داستان کوتاه مهمان ناخوانده و نان و پنیر
آورده‌اند که وقتی مردی به مهمانی سلیمان دارانی رفت، سلیمان آن‌چه داشت از نان خشک و نمک در پیش او نهاد و بر سبیلِ اعتذار این بر زبان راند: گفتم که چو ناگه آمدی، عیب مگیر.
دنباله‌ی نوشته