داستان کوتاه آستر رویه را نگاه می‌دارد نه رویه آستر را

داستان کوتاه آستر رویه را نگاه می‌دارد نه رویه آستر را
پادشاهى بود که سه دختر داشت. روزى از آن‌ها پرسید: آیا رویه آستر را نگاه مى‌دارد یا آستر رویه را؟ دختر بزرگ و دختر میانى هر دو گفتند: رویه آستر را نگاه مى‌دارد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد

داستان کوتاه هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد
حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگ همت‌تر در جهان دیده‌ای یا شنیده‌ای؟ گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم. امرای عرب را، پس به گوشه‌ی صحرایی به حاجتی برون رفته بودم.
دنباله‌ی نوشته