در زمانهای قدیم، پادشاه ظالمی بود که به کیش یهود بود. او بهخاطر تعصب همکیشان خود مسیحیان را میکشت. با اینکه موسی پیامبر یهود و عیسی پیامبر مسیحیان هر دو در یک...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۸ - گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۷ - ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
یکی بود، یکی نبود. گرگ گرسنهای بود که یک روز هر چه به این در و آن در زد و هر چه جستجو کرد، چیزی برای خوردن بهدست نیاورد. گلههای گوسفند و بز از کنارش میگذشتند.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۶ - دلم رمیدهی لولیوشیست شورانگیز
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۵ - برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
روزی و روزگاری در یکی از شهرها مردی زندگی میکرد که پول داشت، ولی کم خرج میکرد. او هرگاه چیزی میخواست از این دکان و آن دکان نسیه میگرفت و به سختی قرض خود را پس میداد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۴ - خیز و در کاسهی زر آب طربناک انداز
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۳ - بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
روزی روزگاری سه رفیق و سه همراه که یکی از یکی بخیلتر بودند، همدل و همسفر شدند. آنها میرفتند که در بیابان کیسهای زر پیدا کردند. سکهها را بیرون ریختند و همه را شمردند.