در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۶ - دست در حلقهی آن زلف دوتا نتوان کرد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۵ - چو باد، عزم سر کوی یار خواهم کرد
یکی بود، یکی نبود. مرد سادهلوحی بود که سه تا گوسفند داشت. یک روز تصمیم گرفت گوسفندانش را به بازار مالفروشها ببرد و بفروشد و با پول آنها یک گاو شیرده بخرد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۴ - بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۳ - صوفی نهاد دام و سر حقه، باز کرد
گویند شیخ ابوسعید ابوالخیر با مریدان به نیشابور بشد. به در دکانی رسيدند که مرغ بریان کرده، بفروختی. شیخ به صاحب دکان گفت: چندی از مرغان را به رایگان به ما بده که سخت گرسنهایم.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۲ - به آب روشن می، عارفی طهارت کرد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۱ - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
آدم اسم و رسمداری غلامی داشت. این غلام همیشه در کارهایش و حرف زدنش عجله میکرد. هر زمان میخواست با آقای خود صحبتی کند خیلی تند تند و هول هولکی حرف میزد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۰ - سحر بلبل حکایت با صبا کرد