غزل شماره‌ی ۱۵۷ دیوان حافظ: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

غزل شماره‌ی ۱۵۷ دیوان حافظ: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۵۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۵۷ - هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

 

۱. هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشد - پای از این دایره بیرون نَنِهَد تا باشد
معنی: هر کس که با خط نورسته گرداگرد لب چهره‌ی تو خال دادوستد داشته باشد تا زنده است پای دل را از این دایره‌ی صورت، بیرون نمی‌گذارد.

 

۲. من چو از خاکِ لحد لاله‌صفت برخیزم - داغِ سودای توام سِرِّ سُویدا باشد
معنی: آن‌گاه که به‌مانند گل لاله سر از خاک لحد برآرم، داغ و حسرت دلبستگی‌ام به تو به‌صورت لکه‌ی سیاهی میان گل لاله نمودار خواهد شد.

 

۳. تو خود ای گوهرِ یک‌دانه کجایی آخِر - کز غمت دیده‌ی مردم همه دریا باشد
معنی: آخر تو ای مروارید یکتا و بی‌نظیر کجایی که چشم مردمان در غم فراق تو از اشک به‌مانند دریا درآمده است.

 

۴. از بُنِ هر مژه‌ام آب روان است بیا - اگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
معنی: اگر خواهان نشستن لب جوی آب و تماشا کردنی بیا و بنگر که از پای هر مژه‌ی چشمم، اشک چون جوی آب جاری است.

 

۵. چون گل و مِی دمی از پرده برون آی و درآ - که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد
معنی: مانند گل و شراب یکدم از پرده‌ی پوشیدگی به درآمده و از در من به در آی، چرا که معلوم نیست که بار دیگر امکان دیدار دست دهد.

 

۶. ظِلِّ مَمدودِ خَمِ زلفِ توام بر سر باد - کاندر این سایه قرارِ دلِ شیدا باشد
معنی: خدا سایه‌ی بلند خم زلف تو را از سر من کم نکند زیرا دل شیدا و بی‌قرار من در پناه این سایه آرام و قرار گیرد.

 

۷. چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری - سرگرانی صفتِ نرگسِ رعنا باشد
معنی: چشم‌های تو از شدت ناز و تفاخر به‌سوی حافظ گرایش ندارد، آری همیشه سرسنگینی از ویژگی‌های گل نرگس بلند بالاست.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۵۷ دیوان حافظ:
هر کس با خدا بود و از راه او بیرون نرفت، غمی به دل او راه پیدا نمی‌کند و هر لحظه‌ی عمر خود را وقف او می‌نماید. فرصت را غنیمت بدان. راه برگشت نداری. آفرین بر تو که عقلت به تو دستور می‌دهد نه دلت. خواندن نماز و داشتن ایمان راه را برایت هموار می‌سازد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خط سبز: موهای نو رسته بر رخسار خوبرویان.
سودا: (لغت ترکی) معامله، داد و ستد، و سوداء عربی به‌معنای نقطه‌ی سیاه.
از این دایره: منظور دایره‌ی رستنگاه موهای عارض محبوب است.
لحد: گور.
داغ سودا: نشانه‌ی دلبستگی، داغ حسرت معامله با تو.
سِر: راز و در اصطلاح صوفیه لطیفه‌ای خدادادی که محل شهود است.
سویدا: (مونث) سویدا، مصغر سوداء، میان و مرکز دل، دانه‌ی دل که قدما بر این تصور بودند که دانه‌ی سیاهی در مرکز دل نهفته است و مذکر آن اسود است.
تماشا: نگریستن و دیدن و لذت بردن یا عبرت گرفتن.
از پرده برون آی: شرم و حیا را ترک کن، بی‌پروا باش و دیدار کن.
ظل: سایه.
ممدود: دراز کشیده و طولانی.
شیدا: عاشق، بی‌قرار، شیفته.
سرگرانی: کِبر، غرور، سرسنگینی، بی‌اعتنایی.

رعنا: در عربی تانیث ارعن به‌معنای زن لوند، ساده، ابله، گول‌خور و در زبان فارسی: رسا قد ، بلند قد و موزون معنا می‌دهد.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری