آدم اسم و رسمداری غلامی داشت. این غلام همیشه در کارهایش و حرف زدنش عجله میکرد. هر زمان میخواست با آقای خود صحبتی کند خیلی تند تند و هول هولکی حرف میزد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۳۰ - سحر بلبل حکایت با صبا کرد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۹ - اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
پادشاهى بود که سه دختر داشت. روزى از آنها پرسید: آیا رویه آستر را نگاه مىدارد یا آستر رویه را؟ دختر بزرگ و دختر میانى هر دو گفتند: رویه آستر را نگاه مىدارد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۸ - نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۷ - روشنی طلعت تو ماه ندارد
حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگ همتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟ گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم. امرای عرب را، پس به گوشهی صحرایی به حاجتی برون رفته بودم.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۶ - جان، بیجمال جانان میل جهان ندارد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۵ - شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد