در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۰ - از دیده خون دل همه بر روی ما رود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۹ - کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم میزد. چشمش به زن نجاری افتاد. سخت عاشق و بیقرار زن شد. از وزیرش راه چاره خواست. وزیر که خیلی زیرک و موذی بود...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۸ - در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۷ - مسلمانان مرا وقتی دلی بود
روزی روباهی غلاغی (کلاغی) را به لانهی خود دعوت کرد و از قبل آشی پخت و آماده کرد. وقتی غلاغ به لانهی روباه رفت، روباه پس از سلام و تعارف آش را روی تخته سنگی...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۶ - آن یار کز او خانهی ما جای پری بود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
روباهی از صحرا میگذشت. چشمش به خرگوشی افتاد. خرگوش را صدا کرد و پرسید: «آیا حاضری نوکر من بشی؟» خرگوش وظیفهی نوکری را پرسید تا بداند از عهده برمیآید یا نه.