حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگ همتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟ گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم. امرای عرب را، پس به گوشهی صحرایی به حاجتی برون رفته بودم.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۶ - جان، بیجمال جانان میل جهان ندارد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۵ - شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۴ - آن که از سنبل او، غالیه تابی دارد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۳ - مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
در پشت دیوارهای بلند کاخ یکی از پادشاهان تنوری بود که در آن نان میپختند. در یک شب سرد زمستانی مرد فقیری از آنجا رد میشد و در آن آخر شب راه بهجایی نداشت.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۲ - هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۲۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۲۱ - هر آن کاو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
آوردهاند که در روزگاران قدیم، مرد سادهدلی راهی شهری شد که تا آن وقت به آنجا نرفته بود. در راه با خودش هزار جور نقشه کشید و فکر و خیال کرد که وقتی به آن شهر رسید...