در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۴ - خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۳ - هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
در زمانهای خیلی قدیم، توی شهری آهنگری زندگی میکرد که کارش خیلی سنگین بود. شاگردی هم پیدا نمیکرد که کمکش کند. یک روز که آهنگر رفته بود بیرون شهر توی بیابان...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۲ - از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۱ - چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۰ - از دیده خون دل همه بر روی ما رود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۹ - کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم میزد. چشمش به زن نجاری افتاد. سخت عاشق و بیقرار زن شد. از وزیرش راه چاره خواست. وزیر که خیلی زیرک و موذی بود...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۱۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۱۸ - در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود