در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۶۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۶۰ - ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۹ - منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
میرابی بود که فکر میکرد آدم مهمی است. در گذشتهها که لولهکشی آب وجود نداشت، کار تقسیم آب به عهدهی میرابها بود. میراب آب رودخانه را تقسیمبندی میکرد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۸ - هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۷ - روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۶ - نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۵ - یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
در زمان گذشته در آذربایجان زرگری و نجاری با هم دوستی داشتند. مرد نجار «شفیق» و زرگر «رفیق» نام داشت. چنین اتفاق افتاد که هر دو پریشان شدند. شفیق مردی عاقل بود.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۴ - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور