داستان کوتاه روباه و خروس دو منی

داستان کوتاه روباه و خروس دو منی
آورده‌اند که شیادی به‌حضور هارون الرشید خلیفه‌ی عباسی بار یافت و خود را سیاح معرفی نمود. هارون الرشید از محصولات و جواهرات و صنایع و ممالکی که آن سیاح رفته بود...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه عطار و امانت مرد غریب

داستان کوتاه عطار و امانت مرد غریب
آورده‌اند روزی بهلول از راهی می‌گذشت. مردی را دید که غریب‌وار و سر به گریبان ناله می‌کند. بهلول به نزد او رفت، سلام نمود و سپس پرسید: آیا به تو ظلمی شده که چنین دلگیر و نالان هستی؟
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خاراندن یا نخاراندن

داستان کوتاه خاراندن یا نخاراندن
روزی بهلول به‌قصد سفر و دیدن جاهای دور، آذوقه برداشت و باروبندیل بربست و عازم گردید. چون چند شبانه‌روز راه برفت، در بیابانی دورافتاده شبانی دید که گله‌ی گوسفندان...
دنباله‌ی نوشته