
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۴۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۴۵ - چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد
۱. چه مستیی است ندانم که رو به ما آورد - که بود ساقی و این باده از کجا آورد
معنی: نمیدانم این چه مستی است که ما را فراگرفت؟ ساقی آن که بود و این باده را از کجا بهدست آورد؟
۲. چه راه میزند این مطربِ مقام شناس - که در میان غزل قول آشنا آورد
معنی: این نوازندهی مقامشناس چه آهنگی را مینوازد که در میان غزل و گفتار آشنایی را گنجانید.
۳. تو نیز باده به چنگ آر و راهِ صحرا گیر - که مرغ نغمهسُرا سازِ خوشنوا آورد
معنی: تو هم شراب را تهیه کرده بهسوی دشت و دمن برو زیرا در آنجا مرغ خوش آواز با ساز حنجرهی خود، خوش نغمهسرایی میکند.
۴. دلا چو غُنچه شکایت ز کارِ بسته مکن - که بادِ صبح، نسیمِ گرهگُشا آورد
معنی: ای دل، بهمانند غنچه از گرهی که در کار توست شکایت مکن زیرا بادِ بامدادی با خود نسیمی که گرهگشاست آورد و کارگشایی میکند.
۵. رسیدن گل نسرین به خیر و خوبی باد - بنفشه شاد و کَش آمد، سمن صفا آورد
معنی: گل سرخ و نسرین شکوفا شدند، رسید نشان به خیر باد. گلهای بنفشه شاد و دلپذیر بهنظر میرسند و سمن به باغ، صفا و تازگی بخشیده است.
۶. صبا به خوشخبری هُدهُدِ سلیمان است - که مژدهی طرب از گلشنِ سبا آورد
معنی: نسیم باد صبا مانند هدهد، قاصد سلیمان خوش خبر است چرا که باغ و بوستان سبا مژدهی شادی میآورد.
۷. علاج ضعف دل ما کرشمهی ساقیست - برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
معنی: درمان ناتوانی و درماندگی دل ما ناز و غمزهی ساقی است. ای دل سر از زانوی غم برگیر که طبیب تو آمد و داروی جانبخش تو، کرشمه و ناز غمزه را با خود آورد.
۸. مریدِ پیرِ مُغانم ز من مرنج ای شیخ - چرا که وعده تو کردیّ و او به جا آورد
معنی: ای شیخ، از من گلهمند نباش من پیرو پیر مغانم زیرا تو وعده (بهشت) به من میدادی و او (با دادن شراب) آن را عملی ساخت.
۹. به تنگچشمیِ آن تُرکِ لشکری نازم - که حمله بر منِ درویشِ یک قبا آورد
معنی: بنازم تنگنظری آن ترکِ سپاهی را که بر من فقیر یک لا قبا و برای تاراج من حمله کرد.
۱۰. فلک غلامی حافظ کنون به طوع کُنَد - که اِلتِجا به درِ دولت شما آورد
معنی: اکنون این چرخ کبود، از روی میل و رغبت فرمانبردار حافظ است زیرا به درِ دولتسرای شما پناه آورده است.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۴۵ دیوان حافظ:
همه چیز به خیر و خوبی تمام میشود. عجله نکن، گره از کار بستهی تو باز میشود. یک خبر خوش در راه است. منتظر باش. با شنیدن این خبر بیماریات نیز شفا پیدا میکند. ولی یادت باشد نذری که کردهای حتما ادا کنی. وعدهای هم که دادهای، بهجا آور. دولت دوست در خانهی شماست.
معنی برخی واژگان غزل:
راه: آهنگ، مقام، پرده.
مقام: دستگاه موسیقی، جا قرار گرفتن انگشت نوازنده بر دستهی ساز.
مقامشناس: آنکه دستگاههای موسیقی را میشناسد.
قول: گفتار و در اصطلاح موسیقی تصنیف و غزل به زبان عربی، ترانه و آواز. در قدیم ملحونات قسمتی به زبان عربی به نام قول و قسمتی به زبان فارسی بهنام غزل بوده است. و حافظ میفرماید: (این همه قول و غزل تعبیه در منقارش) و بهمعنای آواز مطلق نیز آمده و آوازهخوان را قوال میگویند.
ساز خوش نوا: ساز خوش صدا.
کار بسته: کار گره خورده.
نسیم گرهگشا: نسیمی که گره از کار غنچه میگشاید، غنچه را باز میکند.
رسیدن گل و نسرین: زمان باز شدن گل و نسرین، کنایه از فصل بهار.
کَش: خوش، مطبوع، دلپذیر.
سَمَن: نام گلی است.
هدهد: مرغ شانه بهسر، مرغ سلیمان.
هدهد سلیمان: کنایه از اینکه هدهد توسط سلیمان مامور بردن خبر به سبا شد و این مرغ خبر برد و خبر خوش از بلیقس باز آورد.
گلشنِ سبا: گلستان کشور سبا که بلیقس در آنجا سلطنت میکرد.
کرشمه: غمزه، اشاره، چشم و ابرو.
برآر سر: سر بلند کن.
تنگچشمی: تنگنظری، چشمتنگ و ریزه تُرکها.
تُرکِ لشکری : سپاهی تُرکنژاد.
یکقبا: یک لا قبا، کنایه از فقر و تهیدستی.
به طوع: از روی میل و رغبت.
التجا: پناه بردن.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





