غزل شماره‌ی ۱۴۲ دیوان حافظ: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

غزل شماره‌ی ۱۴۲ دیوان حافظ: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۴۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۴۲ - دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

 

۱. دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد - شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
معنی: دوستان، دختر رَز از پرده‌نشینی و پنهانکاری دخترانه‌ی خود توبه کرده نزد محتسب رفت و بر حسب پروانه و جواز به‌کار مشغول شد.

 

۲. آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنید - تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
معنی: (او) از پشت پرده به مجلس درآمد، عرق شرم از چهره‌اش پاک کنید تا سبب دوری و کناره‌گیری خود را از باده‌نوشان باز گوید.

 

۳. مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشق - راهِ مستانه زد و چاره‌ی مخموری کرد
معنی: ای دل برای من این خبر خوش مژدگانی بده که نوازنده‌ی عشق یک‌بار دیگر سرود شادی نواخت و خماری را برطرف ساخت.

 

۴. نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود - آن چه با خرقه‌ی زاهد، مِی انگوری کرد
معنی: لکه‌ای را که شراب بر خرقه‌ی صوفی جای نهاد نه با هفت بار شستشو که به صد بار سوزانیدن نیز از بین نمی‌رود.

 

۵. غنچه‌ی گُلبُنِ وصلم ز نسیمش بِشِکُفت - مرغ خوشخوان طرب از برگِ گلِ سوری کرد
معنی: اگر طبع شعر من از بوی خوش شراب شکوفا شد جای شگفتی نیست، چرا که بلبل هم از دیدن برگ گل سرخ، به وجد و شادی درآمد.

 

۶. حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود - عِرض و مال و دل و دین در سرِ مغروری کرد
معنی: حافظ، فروتنی و تواضع را از دست مده چرا که حسود آبرو و مال و دل و دین خود را فدای غرور و خودخواهی خود کرد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۴۲ دیوان حافظ:
از این‌که مژده‌ی رسیدن به مقصود را به تو داده‌اند مغرور نشو و ایمانت را از دست نده. مالت را بی‌خود به کسی نبخش. کمی خوددار باش. به‌دست آوردن هرچند آسان است، ولی نگه داشتن آن سخت می‌باشد. یک حاجت دیگر هم داری که به آن مراد هم می‌رسی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دختر رَز: بنت العنب، شراب، شراب لعلی، انگور، دانه‌ی انگور.
مستوری: پرده‌نشینی، پاکدامنی، پوشیده بودن، مخفی بودن، پارسایی.
محتسب: مامور نظارت بر اجرای احکام شریعت.
به دستوری : بنا به دستور، طبق جواز.
کار به دستوری کرد: بنا به دستور، طبق جواز شروع به کار کرد.
آمد از پرده: از پشت پرده بیرون آمد.
حریفان:هم‌پیاله ، باده‌نوشان.
مژدگانی: انعام برای خاطر مژده دادن، انعام خبر خوش.
راه مستانه: آهنگ یا ترانه‌ی مستانه زد، آهنگ شادی و نغمه‌ی مستانه زد.
چاره‌ی مخموری کرد: خماری را برطرف ساخت.
نسیمش: کنایه از نسیم وصل دختر رَز، نسیم جان‌پرور شراب.
مرغ خوش‌خوان: مرغ سحری، بلبل.
نه به هفت آب: نه با هفت بار شستن با آب.
به صد آتش: با صد بار آتش زدن.
افتادگی: فروتنی، تواضع.
عِرض: آبرو، حیثیت.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری