در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۳۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۳۱ - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
پیرزنی بود که سه پسر داشت و دو تا عروس، اما پسر کوچکش هنوز زن نگرفته بود. این دو تا عروس هر روز به نوبت مادرشوهرشان را کول میگرفتند و کارهای خانه را به این...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۳۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۳۰ - اگر به بادهی مشکین دلم کشد، شاید
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۹ - بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
یک دختر خوشگلی بود که همیشه در بیابان زندگی کرده بود و اصلا رنگ خانه و خانواده را ندیده بود. یک روز یک جوان شهری او را میبیند و عاشقش میشود و او را به شهر میبرد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۷ - گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
هرگاه آدم نانجیب و بدذاتی با تکبر و سرکشی و غرور خودنمایی کند و باعث آزار این و آن بشود میگویند: باید باباشو پیش چشمش آورد تا آدم بشود. گویند تاجر ثروتمندی قاطری داشت...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۶ - ترسم که اشک، در غم ما پردهدر شود
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۲۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۲۵ - ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود