
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۳۸ - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
۱. یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد - به وداعی دلِ غمدیدهی ما شاد نکرد
معنی: یادش به خیر باد آن کسی که به هنگام مسافرت یادی از ما نکرد (و) با یک خداحافظی دل اندوهگین ما را شاد نساخت.
۲. آن جوانبخت که میزد رقمِ خیر و قبول - بندهی پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
معنی: آن خوشاقبال و نیکبختی که (بهموجب سنت سالیانه) نشانهی رد و قبول (علامتِ در خدمت بماند) بر نام بندگان خود میزد، نمیدانم چرا غلام پیر خود را آزاد نساخت.
۳. کاغذین جامه به خونآب بشویم که فلک - رهنمونیم به پایِ عَلَمِ داد نکرد
معنی: جامهی کاغذینِ دادخواهی خود را با اشک خونین سرخ میکنم، چرا که گردشِ روزگار مرا از پای بیرق دادخواهی (سلطان) راهنمایی نکرد.
۴. دل به امّیدِ صدایی که مگر در تو رسد - نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
معنی: دلِ به امید آنکه انعکاس و پژواک صدایش به گوش تو برسد نالههایی کرد که فرهاد کوهکن چنین ناله نکرده بود.
۵. سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغِ سحر - آشیان در شِکَنِ طُرِّهی شمشاد نکرد
معنی: آنگاه که سایهی خود را از سر چمن (ملک شیراز) برداشتی (دیگر) بلبل در لابهلای شاخههای شمشادِ آن، آشیان نبست.
۶. شاید ار پیکِ صبا، از تو بیاموزد کار - زآن که چالاکتر از این حرکت، باد نکرد
معنی: چه خوب است که پیک صبا سرعتِ سِیر را از تو بیاموزد که از این سریعتر باد هم قادر به حرکت نیست!
۷. کِلْکِ مَشّاطِهی صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد - هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
معنی: کسی که به آن زیبایی و حسن خداداد تو معترف نباشد، قلم آرایشگر آفریننده نقش آرزوهای او را نخواهد کشید. (هرگز به آرزوهایش نخواهد رسید).
۸. مطربا! پرده بگردان و بزن راهِ عراق - که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
معنی: ای مطرب آهنگ را تغییر بده و آهنگ عراق را بنواز، زیرا محبوب من بهسوی عراق رفت و از ما یادی نکرد.
۹. غزلیاتِ عراقیست سرودِ حافظ - که شنید این رهِ دلسوز که فریاد نکرد؟
معنی: آواز و کلام ملحون حافظ از غزلهای فخرالدین عراقی است کیست که این آهنگ دلسوز را شنیده و متاثر نشده باشد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۳۸ دیوان حافظ:
گذشتهها گذشته. کینهها را فراموش کنید و از خودتان مروت و گذشت نشان بدهید. منتظر جواب نامهای هستید. امیدوار باشید. جوابش خواهد رسید. شما سرمشق دیگران هستید. کاری کنید که دیگران از شما عبرت بگیرند.
معنی برخی واژگان غزل:
یاد باد: یادش به خیر، به خاطر بماناد.
وداع: خداحافظی، بدرود.
جوانبخت: خوشبخت، خوشاقبال، دارای بخت جوان مُقبِل.
رقم زدن: نوشتن، نقش کردن.
خیر: در این بیت مطلقا بهمعنای: نَه - نفی میباشد، شیراز و یزد از قدیم الایام تا به امروز رسم بر این بوده که در مکالمه با دیگران از گفتن لفظ نه خودداری کنند و گفتن (نه) مطلق را در برابر سوال طرف مقابل یک بیادبی میدانستند و بهجای آن در مواقع ضروری (نه خیر) میگفته و میگویند بهعنوان مثال او میگویند (خیر است) یعنی چیزی نیست، امکانی نیست و حتی از ادای کلمهی (نه) برای گدا هم پرهیز میشده است.
قبول: لفظی مقابل لفظ خیر بهمعنای پذیرفتن.
کاغذین جامه: در قدیم ستمدیدگان برای آنکه ظلمی که به آنها رفته است را مستقیما به استحضار سلاطین وقت برسانند، جامهای از کاغذ بر تن میکرده و روی آن ظلمی که به آنها شده بهصورت مختصر مینوشتند و در محلی بهنام عَلَم داد که نزدیک قصر سلاطین تعیین شده بود و در زیر آن عَلَم میایستادند و در مواردی که منظورشان قصاص خون بود آن کاغذ را به رنگ قرمز درمیآوردند.
به خوناب بشویم: با خونابه چشم بشوییم، با اشک چشم خونین سرخ کنم.
رهنمون: هدایت، راهنمایی.
عَلَم داد: بیرقی که در کنار قصر سلاطین برای استقرار مظلومین در زیر آن میافراشتند.
صدایی که مگر در تو رسد: انعکاس صدایی که شاید به گوش تو برسد.
مرغ سَحَر: بلبل.
شکن: چین و شکن زلف، در اینجا مقصود لابهلای شاخههای شمشاد است.
از تو بیاموزد کار: از کار تو تقلید کند، از تو یاد بگیرد.
کِلک: نی، قلم.
مشاطه: آرایشگر، شانه کننده، زنی که آرایش میکند.
کِلکِ مشاطه صُنع: قلم آرایشگر آفریننده.
نقشِ مراد: نقش آرزو.
پرده بگردان: هر مقام موسیقی واجد پردههای مختلف آهنگ است که نوازندهای که در آن مقام یا دستگاه مینوازد، به ترتیب در پردههای مختلف آن ساز مینوازد و منظور از پرده برگردان این است که آهنگ را تغییر بده و از پردهای به پردهی دیگر برو.
راه عراق: منظور عراق در دستگاه آواز است که مقام نهم از دوازدهم مقام موسیقی ایرانی در تقسیمات گذشته است به این شرح: رهاوی، حسینی، راست، حجاز، بزرگ، کوچک، اصفهان، نوا، عراق، عشاق-زنگوله، بوسلیک.
غزلیات عراقی: غزلیات فخرالدین ابراهیم همدانی متخلص به عراقی که در سال ۶۸۸ هجری وفات یافته است، غزلهایی که به سبک عراقی سروده شده و یا در دستگاه عراق خوانده شود.
سرود حافظ: آوازی که حافظ میخواند، کلام ملحون حافظ.
فریاد نکرد: متاثر نشد و ناله و زاری نکرد.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





