غزل شماره‌ی ۱۳۹ دیوان حافظ: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

غزل شماره‌ی ۱۳۹ دیوان حافظ: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۳۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۳۹ - رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

 

۱. رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد - صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
معنی: صورت بر خاک راهش نهادم با این همه از کنار من نگذشت. انتظار صد گونه لطف و کرم داشتم ولی یک نگاه به‌سوی من نینداخت.

 

۲. سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرد - در سنگِ خاره قطره‌ی باران اثر نکرد
معنی: سیل اشک ما نتوانست سنگ کینه و دشمنی را از دل او بیرون بیندازد. در سنگ سیاه، دانه‌های باران اثری نکرد.

 

۳. یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاه‌دار - کز تیرِ آهِ گوشه‌نشینان حذر نکرد
معنی: خدایا تو این جوان دلیری را که از تیر آه و ناله و نفرین بیچارگان گوشه‌نشین نهراسید در پناه خود محافظت فرما.

 

۴. ماهی و مرغْ دوش ز افغانِ من نَخُفت - وان شوخْ‌دیده بین که سر از خواب برنکرد
معنی: شب‌نشین از ناله و فریاد من، چشم ماهی دریا و مرغ صحرا به هم نرسید و آن بی‌آزرم را بنگر که از خواب ناز بیدار نشد.

 

۵. می‌خواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمع - او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
معنی: دلم می‌خواست که در سر راهش به مانند شمع جان را فدا کنم، اما او چون نسیم سحری بر ما نگذشت.

 

۶. جانا کدام سنگدلِ بی‌کفایت است - کاو پیشِ زخمِ تیغِ تو جان را سپر نکرد؟
معنی: عزیز من، کدام انسان سنگدل سرسختی است که در برابر ضربه‌ی شمشیر عشق تو، جان را به‌مانند سپر پیش نیاورد و آن را فدا ننمود.

 

۷. کِلکِ زبان‌بریده‌ی حافظ در انجمن - با کس نگفت رازِ تو تا تَرکِ سر نکرد
معنی: قلم بی‌زبان حافظ در میان جمع، تا از سر خود دست نکشید نتوانست راز تو را با کسی بگوید.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۳۹ دیوان حافظ:
امیدوار باش. ناامیدی علامت نرسیدن است. بالاخره یکی از نیات تو مورد قبول خداوند واقع می‌شود. با این غصه که می‌خوری خود را بیمار کرده‌ای، اطرافیان تو هم از غصه‌ی تو غصه می‌خورند. خوددار باش و امیدوار.

 

معنی برخی واژگان غزل:
رو بر رهش نهادم: صورت بر خاک راهش گذاشتم.
بر من گذر نکرد: پای خود را بر روی من ننهاد، از کنار من عبور نکرد.
چشم داشتن: چشم توقع داشتن، انتظار داشتن.
کین: کینه، دشمنی.
سنگ خاره: سنگ خارا، سنگ گرانیت، سنگ سخت و متراکم تیره رنگ.
تیر آهِ گوشه‌نشینان: آه و ناله و نفرین بیچارگان گوشه‌نشین.
شوخ دیده: بی‌حیا، بی‌شرم، گستاخ و بی‌ادب، بی‌آزرم.
میرَمَش: برایش بمیرم.
بی‌کفایت: نالایق، بی‌لیاقت.
زخم تیغ: ضربت شمشیر.
کِلک زبان بُریده: قلم نی که سر آن را تراشیده باشند، قلم بی‌زبان، در بعضی نسخ کلک زبان کشیده: به‌معنای قلم زبان دراز و جسور آمده است.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری