غزل شماره‌ی ۲۲۰ دیوان حافظ: از دیده خون دل همه بر روی ما رود

غزل شماره‌ی ۲۲۰ دیوان حافظ: از دیده خون دل همه بر روی ما رود

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۲۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۲۰ - از دیده خون دل همه بر روی ما رود

 

۱. از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد - بر رویِ ما ز دیده چه گویم چه‌ها رَوَد
معنی: پیوسته خون دل، از دیدگان بر روی چهره‌ی ما جاری است. چه بگویم که از دست دیدگان بر صورت ما چه می‌گذرد؟

 

۲. ما در درونِ سینه هوایی نهفته‌ایم - بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
معنی: ما در سینه و درون دل خود میل و آرزویی پنهان کرده‌ایم که اگر سر ما (روزی) بر باد رود، به‌خاطر آن آرزوست.

 

۳. خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاک - گر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود
معنی: اگر آن محبوب ما پیکر ناز پروده‌ی من، قبا پوشیده خرامان بگذرد، خورشید مشرق از حسادت جامه بر تن چاک خواهد کرد.

 

۴. بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویش - بر رویِ ما رواست اگر آشنا رود
معنی: صورت خود را بر روی خاک راه محبوب نهادیم. روا باشد اگر آن یار آشنا پای خود را بر روی صورت ما بگذارد.

 

۵. سیل است آبِ دیده و هر کس که بگذرد - گر خود دلش ز سنگ بُوَد هم ز جا رود
معنی: اشک دیدگان ما به سیل می‌ماند. بر هر کسی که بگذرد، اگر دل او همچون سنگ باشد، از جای کنده و با خود می‌بَرَد.

 

۶. ما را به آبِ دیده شب و روز ماجراست - زان رهگذر که بر سرِ کویش چرا رود
معنی: ما هر شب و روز با اشک دیدگان خود کشمکش داریم که چرا این اشک روان (بدون ما) به سر کوی محبوب می‌رود.

 

۷. حافظ به کوی میکده دایم به صدقِ دل - چون صوفیانِ صومعه دار از صفا رود
معنی: حافظ، همان‌طور که مومنین اهل صفه همه روزه در محل صفه (مجاور حرم رسول اکرم جمع می‌شدند)، از پاکی نیت و صفای دل به کوی میکده می‌رود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۲۰ دیوان حافظ:
درد دل زیادی داری که نمی‌توانی به هر کسی بگویی. رو به‌سوی معشوق خود می‌کنی، ولی او هم صدای دل شما را نمی‌شنود و رو بر می‌گرداند و از بی‌تفاوتی همه دلتنگ هستی. خودت فردی پاکدل هستی. به خدایت توکل کن و بدان اگر خدا بخواهد مراد دلت را خواهد داد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
خون دل: کنایه از اشک چشم؛ اشک خون‌آلود.
هوایی: آرزویی.
ماه مهرپرور: محبوب ماه‌مانند و مهرانگیز، معشوق مثل ماه و نازک طبع.
مهرپرور: با مهر پروریده شده، نازک طبع.
آشنا: یار آشنا.
بر روی ما رواست اگر آشنا رود: اگر یار آشنا، قدم بر روی صورت ما گذارد و برود روا و پسندیده است.
ماجرا: بحث و گفتگو، گرفتاری و بگومگو، کشمکش.
صدق دل: خلوص نیت، صفای باطن.
صوفیانِ صُفه: اهل صفه که در صدر اسلام فاقد عشیره و قبیله و منزل بوده و روزها بر روی صفه و سکویی مجاور حرم رسول اکرم گرد هم جمع می‌شدند.
دارالصفا: اشاره به خانه‌ی پیامبر اسلام.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری