در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سستبنیادست
در اواخر دورهی قاجاریه، مردم به طبقات گوناگونی از خان، میرزا، بیگ، رعیت و... تقسیم میشدند. ممتازتر از همهی طبقات، اعیان یا خانها بودند که معمولا از نظر ثروت و...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۵ - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
بخیلی اهل کوفه شنید که در شهر بصره، مردی زندگی میکند که در بخل و خساست مشهور و معروف است، به همین سبب راهی بصره شد تا او را ببیند و دریابد که بخل او تا چه اندازه است.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۴ - رواق منظر چشم من آشیانهی توست
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۳ - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
عربی در کنار آبی سفره باز کرده بود و نان و گوشت میخورد. در این هنگام گرسنهای از بیابان به او رسید و در کنارش نشست. مرد عرب گفت: یا اخی! از کجا میآیی؟
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۲ - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۳۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۳۱ - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است