غزل شماره‌ی ۱۲۷ دیوان حافظ: روشنی طلعت تو ماه ندارد

غزل شماره‌ی ۱۲۷ دیوان حافظ: روشنی طلعت تو ماه ندارد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۲۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۲۷ - روشنی طلعت تو ماه ندارد

 

۱. روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد - پیشِ تو گُل، رونقِ گیاه ندارد
معنی: ماه فروغ چهره‌ی تو و گل، در پیش رویت جلوه‌ی گیاه را ندارد.

 

۲. گوشه‌ی ابرویِ توست منزلِ جانم - خوشتر از این گوشه، پادْشاه ندارد
معنی: جان من در گوشه‌ی ابروی تو جا خوش کرده، از این گوشه خوش‌تر پادشاه جایی ندارد.

 

۳. تا چه کُنَد با رخِ تو دودِ دلِ من - آینه دانی که تابِ آه ندارد
معنی: باید دید دود دل من با چهره‌ی تو چه می‌کند، می‌دانی که آینه تحمل آه ندارد.

 

۴. شوخیِ نرگس نگر که پیشِ تو بشکفت - چشمْ دریده، ادب نگاه ندارد
معنی: گستاخی نرگس را نگاه کن که در نزد تو شکفت، آری، نرگس بی‌حیا نمی‌تواند ادب را رعایت کند.

 

۵. دیدم و آن چشمِ دلْ‌سیه که تو داری - جانبِ هیچ آشنا نگاه ندارد
معنی: نگاه کردم و دریافتم که آن چشم سیاه‌دلی که تو داری مراعات هیچ آشنا را نمی‌کند.

 

۶. رَطلِ گرانم ده ای مریدِ خرابات - شادیِ شیخی که خانقاه ندارد
معنی: ای پیر خرابات‌نشین! به‌خاطر سلامتی و شادی شیخی که خود را اسیر و تابع خانقاه نمی‌داند، پیمانه‌ی بزرگی از شراب به من بپیما.

 

۷. خون خور و خامُش نشین که آن دلِ نازک - طاقتِ فریاد دادخواه ندارد
معنی: خون دل بخور و خاموشی گزین که دل نازک آن محبوب تاب تحمل داد و فریاد شاکی را ندارد.

 

۸. گو برو و آستین به خونِ جگر شوی - هر که در این آستانه راه ندارد
معنی: به کسی که در آستانه‌ی این خانه راهی ندارد بگو، برو و آستین خود را با اشک چشم و خون جگر بشوی.

 

۹. نی منِ تنها کشم تَطاولِ زلفت - کیست که او داغِ آن سیاه ندارد؟
معنی: تنها من درازدستی زلف را تحمل نمی‌کنم، چه کسی است که نشان غمی از این سیاه، بر دل نداشته باشد.

 

۱۰. حافظ اگر سجده‌ی تو کرد مکن عیب - کافرِ عشق ای صنم گناه ندارد
معنی: اگر حافظ تو را سجده کرد او را شماتت مکن زیرا آن کس که به‌خاطر عشق تو کافر شده و سجده‌ی صنم می‌کند گناهی ندارد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۲۷ دیوان حافظ:
بسیار انسان خوش شانسی هستید. هر کجا می‌روید بقیه کنار می‌کشند، چون موفقیت‌تان در آن‌جا حتمی است. کاری را که انجام می‌دهید از دست هیچ‌کس برنمی‌آید و این به‌خاطر ذوق و سلیقه‌ی خودتان می‌باشد. مواظب باشید راه خطا نروید، چون دشمنان می‌خواهند شما را خراب کنند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
طلعت: چهره، روی، وجه.
دود دل: دودِ آه دل، دودی که در اثر سوختن دل به‌وسیله‌ی آه از دهان بیرون می‌آید.
آینه: در این‌جا به‌معنای روی دلدار است.
دیدم: دیدم و دریافتم که، به اول مصراع دوم وابسته می‌شود.
بدین صورت: آن چشم دل‌سیه که تو داری، دیدم و دریافتم که جانب هیچ آشنا نگاه ندارد.
رطل: پیمانه‌ای که بزرگ است و به قدح می‌ماند، رطل واحد حجم مایعات. توضیحا رطل واحد وزن جامدات هم مرسوم بوده است معادل صد مثقال.
مرید خرابات: ملازم میخانه، معتکف خرابات، پیر خرابات‌نشین.
شادی شیخی: به سلامتی شیخی.
شادی شیخی که خانقاه ندارد: به سلامتی شیخی که در بند خانقاه و در دار و دسته‌ی خانقاهیان قرار ندارد.
آستین به خون جگر شوی: از فرط اندوه، خون گریه کن و با آستین خود اشک خونین فراوان خود را پاک کن چندان که آستین تو در آن شسته شود.
تطاول: تجاوز، درازدستی، کنایه از ظلم و جور و تعدی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری