غزل شماره‌ی ۲۱۶ دیوان حافظ: آن یار کز او خانه‌ی ما جای پری بود

غزل شماره‌ی ۲۱۶ دیوان حافظ: آن یار کز او خانه‌ی ما جای پری بود

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۱۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۱۶ - آن یار کز او خانه‌ی ما جای پری بود

 

۱. آن یار کز او خانه‌ی ما جایِ پَری بود - سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود
معنی: آن محبوب که (به‌خاطر وجود او) خانه (و شهر و دیار) ما چون جایگاه فرشتگان (امن و امان) بود، سراپایش به‌مانند فرشته عاری از عیب بود.

 

۲. دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش - بیچاره ندانست که یارش سفری بود
معنی: دل گفت که به امید او در این شهر می‌مانم، بیچاره خبر نداشت که محبوبش عازم سفر است.

 

۳. تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد - تا بود فلک، شیوه‌ی او پرده‌دری بود
معنی: (در این میان) نه تنها راز دل ما آشکار شد که روزگار پیوسته راه و رسمش همین افشاگری بوده است.

 

۴. منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را - با حُسنِ ادب شیوه‌ی صاحب‌نظری بود
معنی: آن محبوب خردمند و مورد نظر من که در عین آراستگی و ادب نکته‌سنج نیز بود...

 

۵. از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد - آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود
معنی: طالع ناسازگار من او را از دستم ربود. بلی! چه می‌شود کرد! این پیش‌آمد از دولت! (= نکبت) دوره‌ی قمری بود.

 

۶. عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را - در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود
معنی: ای دل، این پوزش را (از محبوب) بپذیر، زیرا تو درویشی و او در کشور حسن، شخصیت تاجداری بود.

 

۷. اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت - باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود
معنی: تنها اوقات خوب و خوش ما زمانی بود که با دوست سپری شد، باقی اوقات در بی‌ثمری و غفلت گذشت.

 

۸. خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین - افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود
معنی: به سر بردن کنار جویبار و گل و سبزه صفایی به‌سزا داشت. اما افسوس که آن محبوب گران‌قدر، چون سرو روان، گذرا بود.

 

۹. خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را - با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه‌گری بود
معنی: (جای آن دارد که) بلبل، خود را از درد حسد، از پای درآورد که معشوق او، گل، به‌هنگام سحر با نسیم صبا عشوه‌گری می‌کرد.

 

۱۰. هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ - از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
معنی: خداوند هر گنج خوشبختی که به حافظ ارزانی داشت به برکت دعا و اوراد شبانه و درس صبحگاهی او بود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۱۶ دیوان حافظ:
در مقطع زمانی، کمی دچار مشکلات می‌شوی که بسیار زود حل می‌شود. گاهی اوقات خود را به بطالت می‌گذرانی و بعد پشیمان می‌شوی. قدر مال خود را ندانسته و بی‌خود آن را خرج کرده‌ای که حالا افسوس می‌خوری. حالا هم دیر نشده از خدا بخواه تا دوباره تو را از مال بی‌نیاز کند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
پری: فرشته.
بری: مُبَرّا.
فروکش کنم: اقامت کنم، در سینه فرو برم، شهیق.
سفری بود: عازم سفر بود.
منظور: مورد نظر، محبوب مورد نظر.
با حسن ادب: در کمال ادب، با حسن اخلاق و ادب.
شیوه: روش، رفتار.
صاحب‌نظری: نکته‌سنجی، صاحب‌رای.
اختر بد مهر: طالع بی‌رحم.
دولت دور قمری: به اصطلاح علم نجوم به‌معنای دوره‌ی هفت هزار ساله‌ای است که از خلقت آدم شروع شده و در پایان آن آخر الزمان است، کنایه از بخت بد و نامساعد دوره‌ی فتنه و فساد آخر الزمان است و شاعر کلمه‌ی دولت را در این بیت به‌صورت طنز استعمال کرده است که به‌معنای بی‌دولتی است.
عذری بنه: عذری را بپذیر.
پرده برافتاد: پرده پس رفت، آشکار شد، پرده بالا رفت.
پرده‌دری: بر ملا کردن، آشکار کردن.
گنج روان: گنج سیار، وجود در حال گذری که چون گنج گرانبها بود، آن وجودی که به‌مانند گنج قارون با نفرین موسی در زمین فرو رفت و پیوسته در حال فرو رفتن است.
رشک: حسادت.
یمن: برکت.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری