غزل شماره‌ی ۱۲۶ دیوان حافظ: جان، بی‌جمال جانان میل جهان ندارد

غزل شماره‌ی ۱۲۶ دیوان حافظ: جان، بی‌جمال جانان میل جهان ندارد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۲۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۲۶ - جان، بی‌جمال جانان میل جهان ندارد

 

۱. جان، بی‌جمالِ جانان میلِ جهان ندارد - هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
معنی: جان بی‌مشاهده‌ی جلوه‌ی زیبایی معشوق میلی به زندگانی در این دنیا ندارد. هر کس که از مشاهده‌ی جمال جانان بی‌بهره است حقا که جان در بدن ندارد.

 

۲. با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم - یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
معنی: نشانی از جلوه و جمال معشوق در هیچ‌کس ندیدم. یا من اشتباه می‌کنم یا او اثری از خود در هیچ‌کس باقی نگذاشته است.

 

۳. هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است - دردا که این معما شرح و بیان ندارد
معنی: در راه عشق جانان، هر قطره‌ی شبنم به‌مانند صد دریای آتش مانع پیشروی است. و افسوس که بیش از این نمی‌توان به شرح و بیان این معمای لاینحل پرداخت.

 

۴. سرمنزلِ فراغت نَتْوان ز دست دادن - ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
معنی: منزل امن و آسایش موجود را نمی‌توان (به امید بهتری) از دست داد. ای ساربان بار خود را همین جا فرو گذار که این راه را پایانی نیست.

 

۵. چنگِ خمیده‌قامت می‌خوانَدَت به عشرت - بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد
معنی: چنگ با قامت خمیده‌ی خود، تو را به عیش و نوش فرا می‌خواند. پند او را به گوش گیر که از پند پیران زیانی نخواهی دید.

 

۶. ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز - مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد
معنی: ای دل! راه زرنگی و زیرکی را از محتسب بیاموز، زیرا با آن‌که مست است کسی درباره‌ی او گمان بد نمی‌برد.

 

۷. احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد - در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد
معنی: اگر شمع هم نگهبان معشوق است، راز عشق خود را براو فاش مکن که این گستاخ بی‌قرار اختیار زبانش در دست خودش نیست.

 

۸. گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان - کان شوخِ سربریده بندِ زبان ندارد
معنی: داستان گنج قارون را که چگونه دست روزگار به باد فنا داد برای غنچه بازگو کن تا زر خود را پنهان ندارد.

 

۹. کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ - زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
معنی: هیچ‌کس در این جهان بنده‌ای مثل حافظ در اختیار ندارد، همین‌طور که هیچ‌کس هم‌چون تو حکم‌روایی در دنیا ندارد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۲۶ دیوان حافظ:
نامید نشوید. بیشتر جستجو کنید. هرچند که هر چه در پی‌اش می‌گردید کمتر نشانی از او پیدا می‌کنید. از راهنما کمک بگیرید وگرنه هیچ‌وقت به مقصود نمی‌رسید. مالی را از دست داده‌اید که بدون تدبیر و تفکر به‌دست نخواهید آورد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
جان: روح انسان.
جمال جانان: زیبایی معشوق.
با هیچ‌کس نشانی...: اثری از جمال جانان در کسی ندیدم.
درین ره: در راه جانان و عشق.
هر شبنمی در رین ره...: در راه جانان و عشق یک قطره شبنم مانند صد دریای آتش مانع پیشرفت می‌شود.
فراغت: آسایش.
فروکش: بار را به پایین بیاور، کنایه از منزل کردن.
محتسب: مامور ناظر بر اجرای احکام شریعت.
گر خود: حتی اگر.
شوخ سر بریده: گستاخ بی‌قرار.
سر بریده: صفت شمع که پیوسته سر فتیله‌ی آن را باید اصلاح کرد و برید تا نور بهتری به اطراف بپراکند.
بند زبان ندارد: اختیار نگهداری زبان خود را ندارد.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری