
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۳۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۱۳۷ - دل از من برد و روی از من نهان کرد
۱. دل از من بُرد و روی از من نهان کرد - خدا را با که این بازی توان کرد
معنی: دل مرا ربود و روی خود را از من پنهان کرد. بهخاطر خدا انصاف دهید، چه کسی را میتوان این گونه بازی داد.
۲. شب تنهاییَم در قصدِ جان بود - خیالش لطفهایِ بیکران کرد
معنی: (وحشت) شب تنهایی قصد جان مرا کرده بود (که) تصویر خیالی او لطفهای فراوان کرد (و مرا از تنهایی نجات بخشید).
۳. چرا چون لاله خونین دل نباشم؟ - که با ما نرگسِ او سر گران کرد
معنی: چرا مانند دلم مالامال خون نباشد که چشم چون نرگس او با ما بیالتفات و سرسنگین است.
۴. که را گویم که با این دردِ جانسوز - طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد
معنی: کجا بازگو کنم (با که بازگو کنم) که با این دردی که آتش به جانم زده است، طبیب قصد کشتن من بیچاره را کرده است.
۵. بدان سان سوخت چون شمعم که بر من - صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
معنی: آنگونه چون شمع مرا سوزانید که صراحی به حالم گریه کرد و بربط فغان و ناله برآورد.
۶. صبا گر چاره داری وقتِ وقت است - که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد
معنی: ای نسیم صبا اگر راه چارهای بهنظرت میرسد هماکنون وقت آن فرا رسیده است زیرا درد شوق دیدار او آهنگ کشتن مرا کرده است.
۷. میان مهربانان کی توان گفت؟ - که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد
معنی: با دوستان مهربان چگونه میتوان بازگو کرد که یار ما با ما بدین سان سخن گفت و بدین رفتار کرد.
۸. عدو با جانِ حافظ آن نکردی - که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد
معنی: دشمن با جان حافظ کاری را که تیر نگاه چشم آن کمان ابرو کرد، نمیکرد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۱۳۷ دیوان حافظ:
بسیار ناراحت هستی، پلی شدهای برای موفقیت دیگران. جلوی ضرر را از هر جا بگیری به نفع توست. حاجتی داری که برای رسیدن به آن طاقت را از کف دادهای. زود به نیت خودت میرسی به اندازهی یک چشم بر هم زدن.
معنی برخی واژگان غزل:
خدا را: بهخاطر خدا بگویید، برای خاطر خدا انصاف دهید، برای خدا.
شب تنهاییم: مرا شب تنهایی، شب تنهایی مرا.
نرگس او: چشم نرگس او.
سرگران کرد: سرسنگینی نشان داد.
خونین دل: دلخون، کنایه از اندوهگین بودن.
بدان سان سوخت: بدان سان سوزانید.
صراحی و بربط فغان کرد: کنایه از صدایی است که به هنگام خروج شراب از گلوی تنگ صراحی خارج میشود و مشابه صدای گریه کردن است و فغان بربط یا صدای تنبور که به فریاد تشبیه شده است.
وقتِ وقت است: هماکنون موقع آن است، مناسبترین وقت است.
عدو: دشمن.
آن نکردی: دشمن آن نمیکرد.
تیر چشم: مژگان چشم، اشاره و غمزهی چشم.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





