غزل شماره‌ی ۱۴۳ دیوان حافظ: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

غزل شماره‌ی ۱۴۳ دیوان حافظ: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۴۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۴۳ - سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

 

۱. سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد - وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد
معنی: سالیانی دراز آیینه‌ی دل، از (عقل) ما جام جم طلب می‌کرد، آن‌چه را که خود در اختیار داشت از غیر خود می‌طلبید.

 

۲. گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است - طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد
معنی: او مروارید را که بیرون از صدف دریای این دنیا و مافیها بود از کسانی طلب می‌کرد که برای رسیدن به لب دریا راه خود را گم کرده بودند.

 

۳. مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش - کاو به تأییدِ نظر حلّ‌ِ معمّا می‌کرد
معنی: (من) این مشکل را دوشینه با پیر می فروش مُغ‌ها، کسی که با یک اشاره‌ی چشم گره مشکلات را می‌گشود در میان گذاشتم.

 

۴. دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست - واندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
معنی: او را خوشحال و خندان در حالی که قدحی از شراب در دست داشت و در سطح زلال آیینه‌مانند آن،جلوه‌های گوناگون را تماشا می‌کرد، دیدم.

 

۵. گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟ - گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد
معنی: از او پرسیدم این جام جهان‌بین را آفریدگار تو کی به تو ارزانی داشت؟ پاسخ داد: همان روزی که این گنبد آبی آسمان را بر پا می‌کرد.

 

۶. بی‌دلی در همه احوال خدا با او بود - او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
معنی: خدا، هماره با دل بی‌دل و غافل، همراه و به او نزدیک بود اما این دل خدا را نمی‌دید و مانند کسی که خدا از او دور است او را صدا می‌زد.

 

۷. این‌همه شعبده‌ی خویش که می‌کرد اینجا - سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد
معنی: (و) همه‌ی ترفندها و شیوه‌هایی که عقل در این راه به‌کار می‌گرفت به‌مانند کارهای بی‌حاصلی بود که سامری در برابر عصا و ید بیضای حضرت موسی انجام می‌داد.

 

۸. گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند - جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
معنی: (پیر مغان) گفت: گناه آن دوست که بر سر دار رفت و دار از این بابت سر بلند شد این بود که ناگفتنی‌ها را بازگو می‌کرد.

 

۹. فیضِ روحُ‌القُدُس ار باز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آن‌چه مسیحا می‌کرد
معنی: فیض وحی جبرییل اگر باز هم مددکار شود، دیگر کسان همانند مسیحا مرده را زنده می‌کنند.

 

۱۰. گفتمش سلسله‌ی زلفِ بُتان از پیِ چیست؟ - گفت حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد
معنی: از پیر مغان پرسیدم که در این زنجیر زلف خوبرویان (که پای دل‌ها را در بند نگه می‌دارد) چه حکمتی نهفته است؟ پاسخ داد که حافظ (نه از سلسله‌ی زلف بتان بلکه) از دل شیدای خود گله‌مند است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۴۳ دیوان حافظ:
دست نیاز کسی را رد نکنید. اگر مشکلی دارید فقط رو به‌سوی خدا کنید که او حلال مشکلات است. در همه حال با خدا باشید. کسانی هستند که شما را بازیچه قرار می‌دهند؛ به آنان اطمینان نکنید؛ زیرا اسرار شما را فاش می‌کنند و باعث ناراحتی‌تان می‌شوند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دل: قلب، فواد مرکز عواطف و احساست که قدما آن را در برابر مغز که مرکز عقل است می‌آوردند و مجازا بر همه‌ی جلوه‌های عواطف بشری مثل مهر و کین و عشق و تمایلات دیگر اطلاق می‌کردند و محل روح حیوانی می‌دانستند و در اصطلاح عرفا، دل منظر روح و آیینه‌ای است که با مراحل سیر و سلوک صیقل یافته‌ی انوار حق در آن تجلی میکند.
جام جم: جام کیخسرو، جامی که فردوسی به کیخسرو نسبت داده و در داستان بیژن و منیژه می‌گوید. در آن جام نگاه کرد و هفت کشور را بدیده و بعدها به‌نام جام جمشید یا جام جهان‌نمای جم در ادب فارسی به‌کار رفت و بعضی بر این تعبیرند که دل کیخسرو صاف و فاقد حجاب بود و او را در ردیف پیغمبران محسوب می‌دارند و او کرامت غیب‌بینی داشت. بنابراین جام جم کنایه از دلی است که جلوه‌گاه جمال حقیقت و منعکس کننده‌ی رازهای مبهم آفرینش باشد.
گوهر: مروارید و کنایه از اصل و سرشت و خمیره و صفات موروثی است. چنان‌که هنر از صفات اکتسابی است و در اصطلاح صوفیه: حقیقت کامل انسان.
کون و مکان: دنیا و مافیها، جهان و همه‌ی موجودات در آن.
پیر مغان: پیر متصدی آتش در آتشکده، پیر می‌فروش، مغ.
تایید: نیرو، کمک، توانا و نیرومند کردن.
تایید نظر: با کمک نگاه، با کمک اندیشه و تفکر، با سر تایید کردن.
معما: مشکل، مشکل سر در گم و پیچیده.
قدح: پیاله‌ی بزرگ .
وندر آن آینه: و در زلال باده‌ی آن قدح.
حکیم: مراد ذات پرودگار است.
گنبد مینا می‌کرد: آسمان کبود و فلک مینایی را بر پا می‌کرد.
بیدل: غافل، دلداه و شیدا.
خدایا می‌کرد: خدا خدا می‌کرد.
شُعبده: تردستی، حقه‌بازی.
شعبده‌ی عقل: کنایه از شیوه‌های مختلفی برای رسیدن به اسرار خلقت پیشنهاد می‌کند.
سامری: مردی که در غیبت حضرت موسی، گوساله‌ای از فلز ساخت که با وزیدن باد از آن صدایی شبیه صدای گاو خارج می‌شد و جمعی به او گرویدند.
روح القدس: جبرئیل، سبب سوم از سبب‌های ثلاثه‌ی مسیحیان یعنی اَب و اِبن و روح القدس.
سلسله: زنجیر.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری