غزل شماره‌ی ۲۳۳ دیوان حافظ: دست از طلب ندارم تا کام من برآید

غزل شماره‌ی ۲۳۳ دیوان حافظ: دست از طلب ندارم تا کام من برآید

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۳۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۳۳ - دست از طلب ندارم تا کام من برآید

 

۱. دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید - یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
معنی: از خواستن و جستجو دست برنمی‌دارم تا به آرزوی خود برسم. (به هر حال) یا تن من به وصال معشوق خواهد رسید یا جان من از تنم بیرون خواهد رفت.

 

۲. بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر - کز آتش درونم دود از کفن برآید
معنی: پس از مرگم خاک گور من را بشکاف و نگاه کن که بر اثر آتش عشق درون سینه‌ام، از کفنم دود برمی‌خیزد.

 

۳. بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران - بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
معنی: چهره‌ات را بگشا تا خلقی از دیدن زیبایی‌هایت شگفت‌زده و واله و حیران شوند. حرف بزن تا مرد و زن از شنیدن سخنان شیرینت از شور و شادی فریاد برآورند.

 

۴. جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش - نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
معنی: جانم به لب رسیده و در این لحظات پایانی این حسرت را در دل دارم که هنوز از لبانش کامی نگرفته، جانم از تنم بیرون رود.

 

۵. از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانم - خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید
معنی: از حسرت نبوسیدن لب‌هایش طاقتم طاق شد. (و نمی‌دانم که) مراد تهیدستان کی از دهان او حاصل می‌شود.

 

۶. گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان - هر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید
معنی: هر جا که نام حافظ در انجمن‌ها و مجالس برده می‌شود، گروه عشقبازان از او به نیکی یاد می‌کنند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۳۳ دیوان حافظ:
بسیار انسان سخت‌کوش و با پشتکاری هستید و تا نتیجه‌ی کار حاصل نشود، دست از عمل برنمی‌دارید. نتایج کارتان همیشه ماندنی است و بقیه نیز از آن استفاده می‌کنند. شما تا آخرین لحظات زندگی به تمام آرزوهای‌تان خواهید رسید. به فقرا کمک کنید. نام شما و ذکر خیرتان همه جا بر سر زبان‌هاست.

 

معنی برخی واژگان غزل:
طلب: خواستن و در اصطلاح صوفیه طلب عبارت است از معرفت خدا به دلیل و وجدان و از مراحل نخستین سیر الی الله است.
تربت: خاک، کنایه از خاک گور.
آتش درون: کنایه از آتش عشق درون سینه.
آمد به تنگ جانم: جانم به تنگ آمد، طاقتم طاق شد، جانم در تنگنا زیر فشار قرار گرفت.
کی زان دهن برآید؟: (استفهام انکاری) هیچ‌وقت از آن دهن برنمی‌آید.
خیل عشقبازان: گروه مهرورزان.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری