داستان کوتاه سه دزد بی‌صدا دارم الهی، حاجی و مشهدی و کربلایی

داستان کوتاه سه دزد بی‌صدا دارم الهی، حاجی و مشهدی و کربلایی
در زمان سابق سه نفر، حاجی و مشهدی و کربلایی همسفر شدند. روز گذرشان از کنار شهری افتاد. چون خسته بودند بیرون شهر کنار باغی زیر سایه‌ی درخت سیبی اتراق کردند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه هر چیز به‌جای خویش نیکوست

داستان کوتاه هر چیز به‌جای خویش نیکوست
شخصی بسیار مقروض بود. به او گفتند: به نزد فلان شخص برو که آدم بخشنده‌ای است و کار تو را درست می‌کند. مرد مقروض به نشانی آن مرد بخشنده رفت تا این‌که او را پیدا کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه هم آش معاویه را می‌خورد، هم نماز علی را می‌خواند

داستان کوتاه هم آش معاویه را می‌خورد، هم نماز علی را می‌خواند
عبدالرحمن بن صخرازدی یا عبدالرحمن بن الدوسی معروف به ابوهریره فقیرترین اصحاب رسول اکرم و از عشیره سلیم بن فهم بود. نامش به عهد جاهلیت عبد قیس یا عبد شمس بود.
دنباله‌ی نوشته