غزل شماره‌ی ۱۷۹ دیوان حافظ: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

غزل شماره‌ی ۱۷۹ دیوان حافظ: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۷۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۷۹ - رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

 

۱. رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند - چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
معنی: بشارت داده شد که روزگار غم پایدار و همیشگی نخواهد بود و همان‌طور که روزهای شادی دوام نیاورد ایام غم نیز برقرار نخواهد ماند.

 

۲. من ار چه در نظرِ یار خاک‌سار شدم - رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
معنی: هرچند من از چشم یار افتاده و زبون شدم، رقیب مدعی هم این‌گونه محترم نمی‌ماند.

 

۳. چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را - کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
معنی: وقتی دربان و حاجب درگاه همه را با شمشیر می‌زند و دور می‌کند، دیگر کسی در محدوده‌ی حرم باقی نمی‌ماند.

 

۴. چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟ - چو بر صحیفه‌ی هستی رقم نخواهد ماند
معنی: وقتی که اثری از کسی بر صفحه‌ی روزگار باقی نمی‌ماند برای چه از نقش نیک و بد روزگار، شکر و شکایت داشته باشم.

 

۵. سرودِ مجلسِ جمشید گفته‌اند این بود - که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»
معنی: می‌گویند معنای سرودی که در مجلس جمشیدی می‌خواندند این بود که شراب بیاور که جمشید عمر جاویدان ندارد.

 

۶. غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه! - که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند
معنی: ای شمع، زمان کوتاه وصال پروانه را گرامی دار که این رویداد تا بامدادان بیشتر دوام نخواهد یافت.

 

۷. توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور - که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
معنی: ای ثروتمند، از بینوایان پیرامون خود دلجویی کن، خزینه‌ی طلا و نقدینه‌های اندوخته شده داوم نمی‌آورد.

 

۸. بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشته‌اند به زر - که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»
معنی: با خط طلایی بر پیشانی این ایوان نیلگون سپهر نوشته‌اند که در این عالم غیر از کار نیک نیکوکاران و ذکر خیر آنان چیزی باقی نخواهد ماند.

 

۹. ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ - که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
معنی: حافظ، از مهر و محبت محبوب نومید مشو که به زودی آثار جور و ستم از میان می‌رود و نقش محبت پدیدار می‌شود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۷۹ دیوان حافظ:
بسیار ناامید هستی و فکر می‌کنی تمام غم‌های عالم در دل توست، ولی امیدت را از دست نده. زیرا سرانجام همه‌ی بدبختی‌های تو تمام می‌شود. غم و ناراحتی جای خود را به شادی و آشتی می‌دهند. به مستمندان کمک کن تا باز هم در زمان گرفتاری خداوند نیز مشکل تو را حل کند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
چنان نماند: ایام شادی پایدار نماند.
چنین نیز هم نخواهد ماند: این ایام غم هم برقرار نخواهد ماند.
خاکسار: زبون، افتاده، فروتن، مانند خاکی بی‌مقدار.
رقیب: مراقب، نگهبان، مدعی.
پرده‌دار: دربان، حاجب، مامور مراقب کنار پرده، حاجب حرم.
حریم: محدوده‌ی اطراف حرم که تابع ضوابط حفاظتی است.
حرم: داخل خانه و محوطه‌ی داخلی امکنه‌ی مقدس زیارتی.
صحیفه‌ی هستی: صفحه‌ی هستی، حوزه‌ی حیات جهانی دنیا.
رقم: نشان، خط.
جمشید - جم: جم مخفف جمشید و او از پادشاهان سلسله‌ی پیشدادی (بر روایت تاریخی شاهنامه) که در زمان او شراب کشف و بسیاری از لوازم زندگی ایجاد شد و جشن نوروز به او منسوب است.
غنیمتی شمر: گرامی دار، مغتنم شمار.
معامله: داد و ستد، با هم عمل کردن و کار کردن، داد و ستد عاشقانه.
رواق: طاق، سقف مقدم خانه، ایوان بالاخانه.
زَبَرجد: نام نوعی زمرد به‌رنگ سبز زیتونی.
رواقِ زبرجد: سقف زبرجدی رنگ و نیلگون آسمان.
اهل کرم: مردم کریم، بخشندگان.
جانان: معشوق با جان برابر، کنایه از عزیزترین معشوق و محبوب.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری