داستان کوتاه شب سمور گذشت و لب تنور گذشت

داستان کوتاه شب سمور گذشت و لب تنور گذشت
در پشت دیوارهای بلند کاخ یکی از پادشاهان تنوری بود که در آن نان می‌پختند. در یک شب سرد زمستانی مرد فقیری از آن‌جا رد می‌شد و در آن آخر شب راه به‌جایی نداشت.
دنباله‌ی نوشته