داستان کوتاه خدا از سلطان محمود بزرگتر است

داستان کوتاه خدا از سلطان محمود بزرگتر است
روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم می‌زد. چشمش به زن نجاری افتاد. سخت عاشق و بی‌قرار زن شد. از وزیرش راه چاره خواست. وزیر که خیلی زیرک و موذی بود...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چپش ایاز خاص

داستان کوتاه چپش ایاز خاص
می‌گویند ایاز که بعدا به ایاز خاص معروف شد، مردی بود چوپان که در نتیجه‌ی لیاقت و عقلی که داشت شد وزیر سلطان محمود غزنوی شد و چون سلطان محمود ایاز را خیلی دوست می‌داشت...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه فالوده و حمام

داستان کوتاه فالوده و حمام
آورده‌اند که روزى «سلطان محمود» به «خواجه حسن میمندى» که وزیر او بود گفت: «آیا شخصى باشد که فالوده نخورده باشد.» وزیر گفت: «اى پادشاه! بسیارند که فالوده نخورده‌اند و ندانند.»
دنباله‌ی نوشته

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۱

۱۰ داستانک زیبا، خواندنی و آموزنده - شماره‌ی ۶۱
داستانک‌های شطرنج و تخته نرد، تاج پادشاه، دختر و کشیش، گرگ و لک‌لک، سلام بر بخیلان، طلحک و سلطان محمود غزنوی، نشان کوچک، به بالا رسیدن، فلسفه و منطق سقراط و...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه

داستان کوتاه کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه
گویند که در دو طرف درب ورودی کاخ سلطان محمود غزنوی، دو مستمند نشسته بودند. یکی چاپلوس بود و هر کس که رد می‌شد، از وزیر و وکیل و سلطان با چرب‌زبانی چیزی کاسب می‌شد؛ اما دیگری ساکت بود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه اولین پادشاه زن ایرانی پس از اسلام

داستان کوتاه اولین پادشاه زن ایرانی پس از اسلام
شیرین ملقب به ام رستم، دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند (از خاندان باوندیان) در مازندران و همسر فخرالدوله‌ی دیلمی بود. او پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید.
دنباله‌ی نوشته