غزل شماره‌ی ۱۳۴ دیوان حافظ: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

غزل شماره‌ی ۱۳۴ دیوان حافظ: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۳۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۳۴ - بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

 

۱. بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد - بادِ غیرت به صدش خار، پریشان‌دل کرد
معنی: بلبلی با زحمت بسیار گلی به‌دست آورد. بادِ حسد و حادثه با بردن آن و به‌جا نهادن صد گونه خار، او را پریشان حال ساخت.

 

۲. طوطیی را به خیالِ شکری، دل‌خوش بود - ناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل، باطل کرد
معنی: طوطئی به هوا و آرزوی شکری دلخوش و امیدوار بود که ناگاه سیل نابودی آن نیشکر خیال و نقش آرزو را از میان برد.

 

۳. قُرَّةُ الْعینِ من، آن میوه‌ی دل، یادش باد - که چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد
معنی: یادش به خیر آن نور چشم و میوه‌ی دل من که چگونه به آسانی از دستم به در رفت و کار را بر من دشوار ساخت.

 

۴. ساروان! بارِ من افتاد، خدا را مددی - که امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد
معنی: ای ساربان بار من بر زمین افتاد. از برای خدا به من کمک کن که امید به لطف و کرم تو مرا با این کاروان همسفر ساخت.

 

۵. رویِ خاکی و نمِ چشمِ مرا خوار مدار - چرخ فیروزه، طرب‌خانه از این کَهگِل کرد
معنی: در چهره‌ی آغشته به خاک خشک و رطوبت چشم من به خواری منگر که این فلک مینایی، خانه‌ی عیش و شادی خود را با کاه گل ساخته و پرداخته است.

 

۶. آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مهِ چرخ - در لحد، ماهِ کمان‌ابرویِ من منزل کرد
معنی: داد و فریاد که از خشم زخم ماهِ حسودِ آسمان، ماه کمان ابروی من در زیر سنگ گور جای گرفت.

 

۷. نزدی شاه‌رخ و فوت شد امکان حافظ - چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد
معنی: حافظ به موقع خود شاه رخی نزدی (اقدام موثر نکردی) و فرصت از دست رفت. چه می‌توان کرد که گرفتاری‌های روزگار مرا از این کار باز داشت.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۳۴ دیوان حافظ:
شما تلاش خودتان را کرده‌اید، ناراحت نباشید. وجدان‌تان را ناراحت نکنید تا حدودی هم موفق شده‌اید، ولی حسود زیاد دارید که آن‌ها باعث اخلال در کارتان شده‌اند. به ائمه توسل جویید. از بازی ایام غافل نشوید. فرصت باز هم پیش می‌آید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
بلبل: در این شعر منظور خود شاعر است (استعاره).
خون دل خورد: کنایه از رنج فراوان بردن.
گلی حاصل کرد: (استعاره) فرزندی را پرورش داد.
باد: حرکت هوا، هوایی که با سرعت به جهتی حرکت کند.
غیرت: رشک، حسد، و در فارسی به‌معنای محافظت ناموس و آبرو و عزت و شرف.
طوطئی: (استعاره) منظور خود شاعر است.
شکری: کنایه از محبوبی و در این‌جا فرزند است.
نقش امل باطل کرد: آرزو را بر باد داد.
قره العین: نور چشم، فرزند، خنکی چشم منظور فرزند است.
میوه‌ی دل: فرزند.
آسان بشد: به آسانی از دست رفت.
خدا را مددی : برای خاطر خدا کمک کن.
امید کرمم همره این محمل کرد: امید به لطف و کرم تو مرا با این کجاوه همراه ساخت.
روی خاکی: چهره‌ی گردآلود، صورت به خاک آلوده.
نَم چشم: چشم تر، اشک و تراوش چشم.
چرخ فیروزه: کنایه از آسمان فیروزه‌ای ، فلک فیروزه‌ای رنگ.
طرب‌خانه: سرای شادی، خانه‌ی شادی.
کهگل: کاه گل.
لحد: گور، قبر.
نزدی شاه‌رخ: حرکتی نکرد که شاه و رخ، دو مهره‌ی شطرنج در بازی غیر فعال شوند، اقدام قاطع و جدی از تو ظهور نکرد.
فوت شد امکان: فرصت از دست رفت.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری