داستان کوتاه کسی از توپ‌های خالی شما نمی‌ترسد

داستان کوتاه کسی از توپ‌های خالی شما نمی‌ترسد
در زمان ناصرالدین شاه قاجار وقتی بلوایی در اصفهان ایجاد شد و چند نفر به قتل رسیدند، شاه غضبناک گردید و حاج شیخ محمدتقی مسجدشاهی معروف به آقانجفی اصفهانی را که...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

داستان کوتاه چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد
عباس میرزا چند روز قبل از مرگش محمد میرزا و قائم مقام فراهانی را به مشهد احضار کرد و آن‌ها را به حرم مطهر امام رضا فرستاد تا سوگند یاد کنند که نسبت به یکدیگر وفادار بمانند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه خاک بر سر شدن

داستان کوتاه خاک بر سر شدن
در دوران خلافت عبدالملک اموی، قطری ابن الفجاه یا قطری بن فجاءه رئیس خوارج از ترس حجاج بن یوسف والی عراق به طبرستان گریخت و به حاکم طبرستان اسپهبد فرخان پناه آورد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کریم خان زند و دختر حاجی طغان فراهانی

داستان کوتاه کریم خان زند و دختر حاجی طغان فراهانی
هنگامی که کریم خان زند به‌سمت عراق روی آورد تا با سِمت سپهسالاری، سرکشان ایران غربی را سرکوب کند، نواحی تهران و قزوین و همدان را بدون نزاع در تصرف و ایلات...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه هرگز از کف دست مویی نمی‌روید

داستان کوتاه هرگز از کف دست مویی نمی‌روید
در سال ۵۶ و ۵۷ قبل از میلاد مسیح «ارد اشک سیزدهم» به تخت سلطنت ایران نشست. «ارد» نخستین پادشاه ایران است که در زمان سلطنش دولت ایران مجبور گردید با امپراطوری...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه هم آش معاویه را می‌خورد، هم نماز علی را می‌خواند

داستان کوتاه هم آش معاویه را می‌خورد، هم نماز علی را می‌خواند
عبدالرحمن بن صخرازدی یا عبدالرحمن بن الدوسی معروف به ابوهریره فقیرترین اصحاب رسول اکرم و از عشیره سلیم بن فهم بود. نامش به عهد جاهلیت عبد قیس یا عبد شمس بود.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه آب حیات نوشیده

داستان کوتاه آب حیات نوشیده
ضرب المثل آب حیات نوشیده یا آب حیات خورده، درباره‌ی کسانی که عمر دراز کرده‌اند و روزگاری دراز در این جهان به‌سر برده‌اند به‌کار برده می‌شود، بدین‌گونه که فلانی آب حیات نوشیده.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه از ریش به سبیل پیوند زدن

داستان کوتاه از ریش به سبیل پیوند زدن
عبارت «از ریش به سبیل پیوند می‌کند» ناظر بر اعمال عبث و بیهوده‌ای‌ست که نفعی بر آن مرتبط نباشد. فی المثل کسی از دامن لباسش ببرد و بر دوش وصله کند.
دنباله‌ی نوشته