ریشهی اصطلاح «خالی بستن» بهدورهی پهلوی و شهریور ۱۳۲۰ باز میگردد که کشور عزیزمان بهجفا مورد اشغال و تاخت و تاز روس و انگلیس قرار گرفت. مصادف با ورود ارتش متفقین...
در روزگار حکومت «عبداللّه بن طاهر» سومین امیر دودمان «طاهریان»، برخی از جادهها که محل رفت و آمد مردم و کاروانها بود ناامن شد. امیر عبداللّه عدهی معینی را به پاسداری از جادهها گماشت.
آوردهاند که روزى «سلطان محمود» به «خواجه حسن میمندى» که وزیر او بود گفت: «آیا شخصى باشد که فالوده نخورده باشد.» وزیر گفت: «اى پادشاه! بسیارند که فالوده نخوردهاند و ندانند.»
در گذشته داشتن سبیل و ریش در میان مردان بسیار مرسوم بود و کمتر مردی پیدا میشد که ریش و سبیلهایش را بتراشد. معمولا مردان بزرگ و عالمان و دانشمندان سبیل و ریشهای بلندی داشتند.
عبارت چوبکاری کردن به لحاظ معنی و مفهوم واقعی یعنی کسی را با چوب زدن و بهوسیلهی چوب تنبیه و سیاست کردن است. ولی مجازا بهمعنی: کسی را خجل و شرمسار کردن...
در گذشتههای دور بیشتر شاهان ایران و جهان در دربار خود دلقکهایی داشتند که با حاضر جوابیها، شیرین کاریها و بهخصوص متلکهای نیشداری که به حاضران جلسه میگفتند...
پس از کشته شدن «عثمان» سومین خلیفه از «خلفای راشدین» بهدست شورشیان، همسرش پیراهن خونآلود و مقداری از ریش کنده شدهی او را همراه نامهای برای «معاویه» فرستاد.
«درویش خان» موسیقیدان بزرگ ایران روزی تصمیم میگیرد به زیارت حضرت شاه نعمتالله ولی برود. از جهتی که عارف بوده سر راه در خانقاه حوض مرتکیه یزد محلهی چهارمنار...
بعد از اختلاف یعقوب لیث صفاری با خلیفهی عباسی، یعقوب در نزدیکی شهر بغداد قلنج گرفت و برادرش عمرو را ولیعهد خود قرار داد و مُرد. عمرو لیث صفاری در خراسان مدتی پادشاهی کرد.