داستان کوتاه خالی بستن

داستان کوتاه خالی بستن

ریشه‌ی اصطلاح «خالی بستن» به‌دوره‌ی پهلوی و شهریور ۱۳۲۰ باز می‌گردد که کشور عزیزمان به‌جفا مورد اشغال و تاخت و تاز روس و انگلیس قرار گرفت. مصادف با ورود ارتش متفقین به ایران، به ارتش ایران التیماتوم دادند که هیچ‌گونه مقاومتی نباید در برابر ایشان صورت گرفته، پادگان‌ها بایستی تخلیه، اسلحه‌ها تحویل و مهمات جمع شوند.
دولت وقت نیز به‌چشم برهم‌زدنی تسلیم شده و پادگان‌ها تخلیه شد. رضاشاه پهلوی، مستوفی و تبعید شده و به‌مدت ۵ سال فضای مخدوش سیاسی و اجتماعی بر ایران سایه‌ افکند. در این بین امنیت اجتماعی به‌علت نبود نیروهای انتظامی جدا مورد تهدید قرار گرفت. از این رو به درخواست دولت انتقالی ایران «آژان‌ها» اجازه یافتند تا با رخت و لباس نظامی و سلاح سرد و گرم، برای ایجاد امنیت اجتماعی وارد شهرها و راه‌های کشور شوند. آژان‌ها یا به‌عبارت دیگر پلیس آن روزگار، دوبه‌دو در کوی و برزن گشت زده و مثلا امنیت را تامین می‌کردند که خود داستانی شنیدنی است. اما آن‌چه مقصود ماست، سلاح این اَمنیه‌چی‌‌هاست.
از آن‌جا که مهمات تحت کنترل متفقین (عموما انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها) بود و بسیار محدود در اختیار امنیه‌ها قرار می‌گرفت، در پست‌ها و گشت‌های دو نفره، آن‌که جَلدتر و زبر و زرنگ‌تر بود، سلاحش پُر و آن‌که کمی بی‌دست‌وپاتر بود، سلاح خالی به‌کمر می‌بست.
به تدریج مردم محل به فراست می‌فهمیدند که از بین آژان‌های محل‌شان کدام‌ها اسلحه‌ی پُر بسته و کدامیک خالی و طبعا در برخوردهای خیابانی وقتی آژان‌ها آن‌ها را تهدید می‌کردند که متفرق شوند وگرنه شلیک خواهند کرد، مردم به تمسخر به آژانی که اسلحه‌ی خالی به‌دست داشت می‌گفتند: «برو بینیم بابا! تو که خالی بستی. اُولدُورَم بُلدُورَمَت ترسی نداره...»
همچنین در نقل و حدیث‌های خاله زنکی در و همسایه شنیده می‌شد: «آژان فلانی، شوهر کبری خانم هم خالی‌بنده‌ها...!» و از این دست!
حتی وقتی همسر آژانی در منازعات زنانه به همسر خود می‌نازید که شوهرم آژان است و خواهد آمد پدر شما را در خواهد ‌آورد، زن همسایه برای استخفاف او با تمسخر و در حالی که دستی به‌کمر زده بود می‌گفت: «هِه! به کسی بناز که کس باشه! شوهر تو که خالی‌بنده بدبخت. چه بخت و اقبالی داشتی خواهر...» و قهقهه سر می‌داد.
یکی از این آژان‌ها که نامش به بدنامی خالی‌بندی گره‌خورده بود، آژانِ چاق و مهربانی بود به‌نام «اصغر جوکار» که بواسطه‌ی دل‌رحم بودن، همیشه اسلحه‌ی خالی به‌کمر داشت.
به تدریج اصطلاح خالی‌بندی به سایر بلوف‌های بی‌پایه و حرف‌های غیرواقع دیگر راه یافته و مردم به هر که خودستایانه دروغ‌هایی را به هم ببافد «خالی‌بند» می‌گویند.

 

نگاره: Pikisuperstar (freepik.com)
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری