
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۴۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۴۰ - المنه لله که در میکده باز است
۱. اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است - زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است
معنی: خدا را شکر مىکنم که در ميکده باز است؛ زيرا که من نيازمندانه بهسوى ميکده روى آوردهام.
۲. خُمها، همه در جوش و خُروشاند ز مَسْتی - وان می که در آنجاست، حقیقت، نه مَجاز است
معنی: در اين ميکده، خمها از شدت مستى، در جوش و خروشند و شرابى که در آن خمهاست، شراب حقيقى است نه شراب مجازى.
۳. از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر - وز ما همه بیچارگی و عَجْز و نیاز است
معنی: از جانب او (معشوق)، هر چه هست، سرمستى، غرور و تکبر و از جانب ما همه بيچارگى و ناتوانى و نيازمندى است.
۴. رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم - با دوست بگوییم که او مَحْرَمِ راز است
معنی: رازى را که با بيگانه نگفتهايم و نخواهيم گفت، با دوست در ميان مىگذاريم که او محرم راز است.
۵. شَرْحِ شِکَنِ زُلْفِ خَم اندر خَمِ جانان - کوتَه نَتَوان کرد که این قِصِّه، دراز است
معنی: شرح گيسوى پرچين و شکن يار را نمىتوان کوتاه کرد زيرا که قصهى گيسوى او مانند گيسوى بلند او بسيار دراز است.
۶. بارِ دِلِ مَجْنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی - رُخسارهٔ مَحمود و کَفِ پایِ اَیاز است
معنی: بار غم عشق که بر دل مجنون سنگينى مىکرد و حلقهى گيسوى ليلى و رخساره بر کف خاک اياز نهادن محمود،نمونههايى است از اين قصهى طولانى.
۷. بردوختهام دیده چو باز از همه عالَم - تا دیدهی من بر رُخِ زیبایِ تو، باز است
معنی: از آن هنگام که چشم به روى زيباى تو باز کردهام، مانند باز، چشم از همهى عالم دوختهام.
۸. در کعبهی کویِ تو، هر آنکس که بیاید - از قبلهی ابرویِ تو در عِیْنِ نماز است
معنی: کوى تو مانند کعبه و ابروى تو مانند محراب است و هر کسى که به کوى تو گذر کند، در برابر محراب ابروان تو به نماز مىايستد.
۹. ای مجلسیان، سوزِ دلِ «حافظِ» مسکین - از شمع بپرسید که در سوز و گداز است
معنی: اى ياران مجلس، سوز و گداز دل حافظ را از شمع که مىسوزد و بر محفل روشنايى مىبخشد بپرسيد.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۴۰ دیوان حافظ:
خداوند نعمت و رحمت زیادی به تو ارزانی داشته و آنچه را که احتیاج داری فراهم نموده است، پس مغرور نباش. او از حال تو خوب آگاه است. روزی تو قطع نمیشود. در زندگی به پستی و بلندی اعتقاد داشته باش. قبلهی معبود تو فقط و فقط خداوند باشد.
معنی برخی واژگان غزل:
المنه لله: سپاس و نعمت از آن خداست.
روی نیاز: چهره یا حالتِ تضرع و احتیاج.
خُم: ظرف بزرگ شراب.
مستی حقیقت: اشاره به شراب معنوی.
عجز: ناتوانی.
محرم راز: آگاه و قابل اعتماد.
شکن زلف: پیچ و تاب مو.
قصهی دراز: موضوع عظیم و پایانناپذیر.
طره: گیسو.
محمود و ایاز: نماد عشق و فروتنی.
باز دوختن: بستن.
باز بودن: گشوده بودن.
کعبه کوی: مرکز تقدس.
قبله ابرو: جهت عشق.
سوز و گداز: سوختن از عشق.
معنی شعر برگرفته از کتاب دیوان حافظ بر پایهی نسخهی قزوینی و خانلری
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین





