داستان کوتاه چند مرده حلاجی

داستان کوتاه چند مرده حلاجی
حسین بن منصور حلاج از عارفان مشهور ایران بود که در سال ۲۴۴ هجری در منطقه‌ی «طور» از توابع فارس متولد شد. شغل پدر او حلاجی و پنبه‌فروشی بود و در خوزستان زندگی می‌کرد.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه گر ملک این است و همین روزگار

داستان کوتاه گر ملک این است و همین روزگار
روزی انوشیروان پادشاه ساسانی همراه با وزیرش بزرگمهر حکیم، از کنار روستایی می‌گذشتند. خانه‌های روستا خراب و ویران شده و مردمش آواره شده بودند.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه فتوای آیت الله سید جیکاک به نجس بودن نفت

داستان کوتاه فتوای آیت الله سید جیکاک به نجس بودن نفت
«مستر جیکاک» معروف به «آیت الله سید جیکاک» جاسوس انگلیسی و مامور «ﻭیلیام نکس دارسی» بود که در مسجد سلیمان زندگی می‌کرد. «ﻭیلیام نکس دارسی» نیز کاشف نفت مسجد سلیمان...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه کریم خان زند و دیار ایذه

داستان کوتاه کریم خان زند و دیار ایذه
کریم خان زند از دیار مالمیر ایذه می‌گوید: در آن‌جا مردمانی دیدم که در سخاوت بی‌نظیر هستند و در شجاعت کم‌نظیر! در لشکرکشی به آن دیار به مالمیر رسیدیم، شب شد و در دامنه‌ی کوهی اردو زدیم.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه پتر کبیر و پیرمرد دانا

داستان کوتاه پتر کبیر و پیرمرد دانا
روزی پتر کبیر از پیرمردی پرسید که چرا موی سر او سفید و ریشش سیاه است؟ پیرمرد جواب داد: چون که موهای سرم از موهای ریشم بیست سال بزرگ‌تر است. معمولا موی ریش از بیست سالگی می‌روید...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه آرتور و پیرزن جادوگر

داستان کوتاه آرتور و پیرزن جادوگر
روزی روزگاری پادشاه جوانی به‌نام آرتور بود که پادشاه سرزمین همسایه‌اش او را دستگیر و زندانی کرد. پادشاه می‌توانست آرتور را بکشد، اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقایدش قرار گرفت.
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه مذاکره‌ی پادشاه چین با اسکندر مقدونی

داستان کوتاه مذاکره‌ی پادشاه چین با اسکندر مقدونی
اسکندر مقدونی پاسی از شب گذشته به چین رسید. دمی که برآمد دربان بدو گفت: فرستاده‌ی پادشاه چین بر در است و بار می‌خواهد. او را به درون آوردند. بایستاد و گفت...
دنباله‌ی نوشته