حسین بن منصور حلاج از عارفان مشهور ایران بود که در سال ۲۴۴ هجری در منطقهی «طور» از توابع فارس متولد شد. شغل پدر او حلاجی و پنبهفروشی بود و در خوزستان زندگی میکرد.
پادشاهى از دانشمندى خواست که تاريخ جهان را از روز اول تا بهحال براى او بنويسد. دانشمند ده سال تمام زحمت کشيد و نتيجهی زحمات و مطالعاتش را در کتابهاى زيادى نوشت.
چگونه ایرانیان، مغولان را از ایران بیرون کردند و ایران را آزاد ساختند؟ زوال مغولان از یک روستا شروع شد! ۱۲۰ سال مغولها هر چه خواستند در ایران کردند. جنایتی نبود که...
«مستر جیکاک» معروف به «آیت الله سید جیکاک» جاسوس انگلیسی و مامور «ﻭیلیام نکس دارسی» بود که در مسجد سلیمان زندگی میکرد. «ﻭیلیام نکس دارسی» نیز کاشف نفت مسجد سلیمان...
«محمدقاسم خان والی» پسر «دوستعلی خان معیرالممالک» و نوهی «حسنعلی بیگ بسطامی» بود که اصالتا از روستای «ابرسج» یا «ابرسیج» شهر «بسطام» در استان امروزی «سمنان» بودند.
کریم خان زند از دیار مالمیر ایذه میگوید: در آنجا مردمانی دیدم که در سخاوت بینظیر هستند و در شجاعت کمنظیر! در لشکرکشی به آن دیار به مالمیر رسیدیم، شب شد و در دامنهی کوهی اردو زدیم.
روزی پتر کبیر از پیرمردی پرسید که چرا موی سر او سفید و ریشش سیاه است؟ پیرمرد جواب داد: چون که موهای سرم از موهای ریشم بیست سال بزرگتر است. معمولا موی ریش از بیست سالگی میروید...
روزی روزگاری پادشاه جوانی بهنام آرتور بود که پادشاه سرزمین همسایهاش او را دستگیر و زندانی کرد. پادشاه میتوانست آرتور را بکشد، اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقایدش قرار گرفت.
اسکندر مقدونی پاسی از شب گذشته به چین رسید. دمی که برآمد دربان بدو گفت: فرستادهی پادشاه چین بر در است و بار میخواهد. او را به درون آوردند. بایستاد و گفت...