غزل شماره‌ی ۱۳۱ دیوان حافظ: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

غزل شماره‌ی ۱۳۱ دیوان حافظ: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۳۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۳۱ - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

 

۱. بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد - هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد
معنی: بیا فلک یغماگر چون ترکی غارتگر خوان گسترده‌ی روزه را غارت کرد و ماه نو که به لبه‌ی نیم‌دایره‌ی قدح شباهت دارد، قدح شراب را یادآوری نمود.

 

۲. ثوابِ روزه و حجِّ قبول آن کس بُرد - که خاکِ میکده‌ی عشق را زیارت کرد
معنی: کسی که خاک میکده‌ی عشق را زیارت کرد (به خاک‌بوسی آستانه‌ی عشق روی ارادت بر زمین نهاد) ثواب روزه و قبول زیارت خانه‌ی خدا را نصیب خود ساخت.

 

۳. مُقامِ اصلیِ ما گوشه‌ی خرابات است - خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد
معنی: جایگاه همیشگی ما در گوشه‌ی خرابات است. خداوند به کسی که این بنا بر پا کرد پاداش نیک عطا فرماید.

 

۴. بهایِ باده‌ی چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل - بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد
معنی: بهای شراب سرخ‌فام، گوهر عقل است. بدان‌که هر کس، چنین دادوستدی کرد سود برد.

 

۵. نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی - کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد
معنی: کسی می‌تواند در برای آن ابروان محرابی شکل نماز گزارد که با خون جگر وضو گرفته و تطهیر کرده باشد.

 

۶. فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز - نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد
معنی: فریاد که نگاه چشمان فربیکار و شماتتگر شیخ شهر، امروز از روی حقارت و تحقیر به باده‌نوشان نگریست.

 

۷. به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار - که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد
معنی: به روی زیبای یار نگاه کن و از دیدگان خود سپاسگزار باش که هر مجرب کارآزموده، از دیدگاه معرفت به هر چیزی نگاه می‌کند.

 

۸. حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ - اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد
معنی: شرح و وصف عشق را از زبان حافظ بشنو نه از بیان واعظ. هرچند که در جمله‌سازی و عبارت‌پردازی کوشش بسیار به‌کار گیرد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۳۱ دیوان حافظ:
کسب و کارتان پررونق می‌شود و به سود کلانی دست پیدا می‌کنید. در حال معامله زهد و تقوی را کنار نگذارید، چون برکت مال‌تان از بین می‌رود. به زیارت مکه‌ی مکرمه می‌روید. به کسی به چشم حقارت نگاه نکنید تا همیشه مقام و منزلت داشته باشید.

 

معنی برخی واژگان غزل:
تُرک فلک: تاتار فلک، تاتارهای چپاولگر فلک، کنایه از قوم وحشی مغول که از ترک‌های تاتار بودند و در این‌جا اضافه‌ی تشبیهی است که فلک به ترک یعنی تاتار مغول تشبیه شده که قومی غارتگر بودند.
خوان روزه: سفره‌ی طعام روزه.
هلال عید به دور قدح اشارت کرد: نیم‌دایره‌ی ماه نو عید رمضان و روز اول شوال به نیم‌دایره و لبه‌ی قدح شراب اشاره و یادآوری کرد.
حج قبول: حج مورد قبول، زیارت مقبول خانه خدا.
که خاک میکده‌ی عشق را زیارت کرد: که عاشق بود و راه عشق گام نهاد.
مقام: جایگاه اقامت.
باده چون لعل: باده و شراب قرمز.
جوهر عقل: عقل خالص، چکیده‌ی عقل.
خم آن ابروان محرابی: انحنای محراب مانند آن ابروان.
محراب: جایگاه نماز امام جماعت که سقف آن قوس‌دار و به شگل کمان و نیم‌دایره است.
جماش: فریبکار، افسونگر، شوخ و دلربا، صاحب نگاه شماتتگر.
کاردیده: مجرب ، کارآزموده.
بصارت: بینش، نگاهی از دیدگاه معرفت به جمال و پی بردن به آفریننده‌ی زیبایی‌ها.
صنعت: هنر.
عبارت: بیان جمله‌های ادا شده در سخنرانی.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری