در اواخر سلطنت شاه تهماسب دوم هنگامی که نادر مشغول جنگ در صفحات شرق ایران بود، شاه تهماسب جهت نمایش جنگاوریش به عثمانی حمله کرده و شکست سنگینی خورد و در یک عهدنامهی ننگین...
محمدابراهیم خان معمارباشی ملقب به وزیرنظام که مردی بسیار هوشیار و زیرک بود از طرف کامران میرزا نایبالسلطنه (وزیر جنگ ناصرالدین شاه) مدتی حکومت تهران را بر عهده داشت.
ژاپن تسلیم شد، با دو میلیون کشته و یک کشور مخروبه! محاکمهی امپراتور و پایان یا ابقای امپراتوری را بر عهدهی ژنرال مک آرتور گذاشته بودند. آرتور درخواست کرد که با امپراتور دیدار کند.
یک روز صبح در سرمای شدید مونیخ آلمان من کودکی ۸ ساله بودم، لباسهایم هم آنقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم. خانهیمان هم که یک اتاق کوچک بود. من و خواهر و برادر و مادرم زندگی میکردیم.
نادرشاه افشار جنگهای زیادی با امپراطوری روسیه و امپراطوری عثمانی داشت. در جریان یکی از این جنگها در سرحدات شمالی ایران، جنگ به بنبست رسید و هیچ یک از طرفین نمیخواست خود را شکست خورده بداند.
وقتی کریمخان در کوههای غرب در جنگ با آزادخان از ناحیهی پا مجروح شد، خود را به اشترینان رساند و به خانهای پناه برد. صاحب خانه ملامحمدجعفر نامی بود و خواست او را براند.
بعد از مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسویها در مصر و شکست او، قرار براعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت: سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای وطنش مبارزه میکرد.
هلاکوخان سردار مغول بر سر خلیفهی عباسی فریاد زد: در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک نازک بدن خزیدهاند. مگر تو چند زن میتوانی اختیار کنی؟ در مطبخت چند خوالیگر، طعام میپزند؟
هنگامی که هارون الرشید خلیفهی دولت عباسی بود، وزیر کارآمد و با ذکاوتی به نام جعفر برمکی داشت، که خیلی مورد توجه و علاقهی هارون الرشید بود. یک روز هارون الرشید با جعفر برمکی...