داستان کوتاه گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

داستان کوتاه گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری
در روزگاری دور آهنگری در بلخ می‌زیست که مثل همه‌ی آهنگران داستان‌های ایرانی تنش می‌خارید و هی بینی در کار حاکم وقت می‌کرد. حاکم محلی که از دست او به‌تنگ آمده بود...
دنباله‌ی نوشته

داستان کوتاه اگر می‌دانستی درویش چقدر بی‌نانی و بی‌پازری کشیده، نمی‌پرسیدی

داستان کوتاه اگر می‌دانستی درویش چقدر بی‌نانی و بی‌پازری کشیده، نمی‌پرسیدی
می‌گویند پادشاه کشوری مرد. مردم آن کشور به‌رسم همیشه شاهینی را به پرواز درآورند تا شاهین بر روی دوش هر کس که نشست او را پادشاه کنند. وزیر بزرگ پادشاه روی...
دنباله‌ی نوشته