
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۷۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۷۲ - راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
۱. راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست - آنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
راه عشق راهی است که هیچگونه نهایت و پایانی ندارد و در این راه جز تسلیم جان، چاره نیست.
۲. هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَد - در کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست
معنی: در هر زمان که عشق را به دل راه داده و عاشق شوی مبارک است. در کار خیر نیازی به مشورت و استخاره نیست.
۳. ما را زِ مَنْعِ عَقْل مَتَرْسان و مِی بیار! - کآن شِحْنِه در وِلایَتِ ما، هیچ کارِه نیست
معنی: شراب بیاور و ما را از اینکه عقل، خوردن آن را منع کرده است مترسان که در ولایت ما داروغهی عقل هیچکاره است و کسی به حرف او گوش نمیدهد.
۴. اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که میکُشَد؟ - جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست
معنی: از چشمان خود بپرس که چه کسی ما را میکشد؟ و در این کار طالع وستارهی بخت گناه و دخالتی ندارد.
۵. او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلال - هَر دیده، جایِ جِلْوِهی آن ماهپارِه نیست
معنی: روی او را همانند رویت هلال ماه نو، بایستی با چشم پاک و جسم طاهر مشاهده کرد. هر دیده لیاقت دیدن روی آن ماهپاره را ندارد.
۶. فُرْصَت شِمُر طَریقِهی رِنْدی که این نِشان - چون راهِ گَنْج، بَر هَمِهکَس، آشْکارِه نیست
معنی: راه و روش رندی را برگزین و آن را گرامیدار و آگاه باش که نشان وعلامت این راه و روش به مانند نشانی گنج میماند و برهمگان آشکار نیست.
۷. نَگْرِفْت در تو، گِرْیِهی «حافِظ»، به هیچ رو - حِیْرانِ آن دِلَم که کَم از سَنْگِ خارِه نیست
معنی: گریه و اشک حافظ به هیچوجه دل تو را نرم نکرد از آن دل در شگفتم که سختی آن کمتر از سنگ خارا نیست.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۷۲ دیوان حافظ:
در انجام کاری که در پیش داری درنگ و شتاب نکن. عشق و محبت و ایمان به هدف، تو را بهتر و زودتر به هدف میرسانند. در امر ازدواج موفق خواهی شد.
معنی برخی واژگان غزل:
عشق: محبت مفرط، بسیار دوست داشتن و در اصطلاح عرفا ستایش کنندگان حق چهار مرتبه دارند: مرتبهی میل و مرتبهی ارادت و مرتبهی محبت و مرتبهی عشق و مرتبهی عشق واجد جمیع کمالات در یک ذات است.
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست: سالکین راه طریقت چون به مرتبهی عشق رسند راهی جز فنا فیالله ندارند.
استخاره: از خداوند خیر و راه صواب خواستن.
منع عقل: آنچه عقل آن را منع کرده است.
شحنه: داروغه، مدعی العموم.
طالع: برآینده، طلوع کننده و در اصطلاح نجوم جزئی از منطقه البروج است که بههنگام ولادت هر کس با حالت سعد و نحس مشخص میشود و از معتقدات قدیم اینکه زحل نحس اکبر و مریخ نحس اصغر و مشتری و زهره هر دو سعد و آفتاب و عطارد هم میتواند سعد و هم نحس باشد و این بسته به وقت مفروض منطقه البروج در افق شرقی است.
نگرفت در تو: در تو تاثیر نکرد.
معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشتهی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین





