غزل شماره‌ی ۱۶۱ دیوان حافظ: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

غزل شماره‌ی ۱۶۱ دیوان حافظ: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۶۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۶۱ - کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

 

۱. کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد - یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
معنی: کی از خاطری که افسرده و اندوهبار است شعر نشاط‌آور تراوش کند. چکیده‌ی این سخن را گفتیم و همین کافی است.

 

۲. از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار - صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
معنی: هرگاه از لعل لب تو انگشتری زنهار دریافت کنم صد برابر ملک سلیمان را در زیر نگین تسلط خود در خواهم آورد.

 

۳. غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل - شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
معنی: ای دل از سرزنش و تحقیر حسود، اندوهگین مباش، چه بسا اگر به تحقیق بنگری خیر و صلاح تو در این نهفته است.

 

۴. هر که‌او نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیال‌انگیز - نقشش به حرام اَر خود صورتگر چین باشد
معنی: هر کس از این قلم خیال‌انگیز چیزی درنیابد اگر نقاش چین هم باشد نقش بر او حرام باد.

 

۵. جامِ میْ و خونِ دل هر یک به کسی دادند - در دایره‌ی قسمت اوضاع چنین باشد
معنی: جام شراب و خون دل، هر کدام را به یکی داده‌اند. آن‌جا که نصیب ازلی معین می‌شود وضع به منوال است.

 

۶. در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود - که‌این شاهدِ بازاری وآن پرده‌نشین باشد
معنی: درباره‌ی سرنوشت گلاب و گل از روز ازل چنین مقدر شد که گل با روی باز، دست به‌دست بگردد. و گلاب محجوب و در شیشه دور از انظار بماند.

 

۷. آن نیست که حافظ را رِندی بِشُد از خاطر - که‌این سابقه‌ی پیشین تا روزِ پَسین باشد
معنی: این طور نیست که حافظ ویژگی‌های رندی را از دست داده باشد، چرا که این قسمت ازلی تا روز ابد پابرجا خواهد بود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۶۱ دیوان حافظ:
تا زمانی که غمگین و ناراحت باشی، نمی‌توانی تصمیم درست بگیری. با طعنه‌ی حسودان میدان را خالی نکن. به روی خودت نیاور. از خداوند کمک بخواه. فعلا اوضاع همین است، باید بسازی. ولی دست بدخواهان رو می‌شود و تو دوباره نامت بر سر زبان‌ها افتد و روزگارت از گذشته بهتر می‌شود.

 

معنی برخی واژگان غزل:
شعر تر: شعر نشاط‌آور، شعر روان و آبدار، شعر فصیح.
خاطر: دل.
نکته: سخن پاکیزه و لطیف که پوشیده باشد و هر کس آن را نداند.
معنی: مقصود از کلمه یا کلام، مفاد، مقابل لفظ.
انگشتریِ زنهار: انگشتری که شاهان به نشانه‌ی امان به کسی می‌دادند.
وابینی: دوباره‌بینی، به دقت بنگری.
نکند فهمی: فهم نکند، مطلب را درک نکند.
کلکِ خیال‌انگیز: قلم خیال‌انگیز، قلمی که با آثار خود برانگیزاننده‌ی خیال شده، انسان را به عوالم خیال سیر دهد، کنایه از قلم صنع پروردگار.
نقشش به حرام: هیکلش بی‌فایده و بی‌ثمر، لاشه‌ی حرام، کنایه از کسی که به مفت گران است، نقش بر او حرام باد نیز معنا می‌دهد.
صورتگر چین: نقاش چین.
دایره‌ی قسمت: (اضافه‌ی تشبیهی) قسمت به دایره تشبیه شده و منظور مکانی است که در روز ازل قسمت هر کس معلوم می‌شد.
حکم ازلی: سرنوشت ازلی، حکم مقدر و قسمت اولین.
آن نیست: این‌طور نیست.
سایه‌ی پیشین: سابقه‌ی ازلی، سابقه‌ی مقدر اولیه.
روز پسین: روز قیامت.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری