غزل شماره‌ی ۱۶۲ دیوان حافظ: خوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد

غزل شماره‌ی ۱۶۲ دیوان حافظ: خوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۶۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۶۲ - خوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد

 

۱. خوش آمد گُل وز آن خوش‌تر نباشد - که در دستت بجز ساغر نباشد
معنی: گل خوش آمد و حالیا خوش‌تر از این کاری نیست که جز ساغر شراب چیز دیگری در دست تو نباشد.

 

۲. زمانِ خوش‌دلی دریاب و دُر یاب - که دایم در صدف گوهر نباشد
معنی: از فرجه و فرصتی که نشاط و خوشحالی در آن برقرار است بهره‌برداری کن و مروارید شادی را به‌دست آور، چرا که همیشه مروارید در صدف وجود ندارد.

 

۳. غنیمت دان و مِی خور در گلستان - که گُل تا هفته‌ی دیگر نباشد
معنی: وقت را غنیمت شمار و در باغ و بوستان شراب بنوش که عمر گل کوتاه است و تا هفته‌ی دیگر به پایان می‌رسد.

 

۴. ایا پُرلعل کرده جامِ زَرّین - ببخشا بر کسی کش زر نباشد
معنی: ای کسی که جام زرین را از شراب قرمز، پر کرده داری، جامی به مستمندی که زر ندارد ببخش.

 

۵. بیا ای شیخ و از خُم‌خانه‌ی ما - شرابی خور که در کوثر نباشد
معنی: ای شیخ، بیا و در خم‌خانه‌ی ما شرابی بنوش که در کوثر بهشت هم به گوارایی آن نباشد.

 

۶. بشوی اوراق اگر هم‌درسِ مایی - که عِلمِ عشق در دفتر نباشد
معنی: اگر هم‌درس مایی ورق‌های دفتر را بشوی (چشم از آن‌ها بپوش) چرا که اثری از دانش عشق در هیچ دفتری نباشد.

 

۷. ز من بنیوش و دل در شاهدی بند - که حُسنش بسته‌ی زیور نباشد
معنی: از من بشنو و دل به زیبارویی (با حسن خداداده) بسپار که با آرایش و زیور، خود را نیاراسته باشد.

 

۸. شرابی بی‌خمارم بخش یا رب - که با وی هیچ دردِ سر نباشد
معنی: خدایا شرابی نصیبم کن که خوردن آن دردسر و خماری به بار نیاورد.

 

۹. من از جان بنده‌ی سلطان اویسم - اگر چه یادش از چاکر نباشد
معنی: از دل و جان بنده‌ی سلطان اویس هستم، هرچند که او از این ناتوان یادی نمی‌کند.

 

۱۰. به تاجِ عالم آرایش که خورشید - چنین زیبنده‌ی افسر نباشد
معنی: به تاج شاهی‌اش که زیب و زیور جهان است سوگند، که خورشید جهان‌تاب هم چنین شایستگی افسر و دیهیمی ندارد.

 

۱۱. کسی گیرد خطا بر نظمِ حافظ - که هیچش لطف در گوهر نباشد
معنی: آن کسی بر شعر حافظ ایراد می‌گیرد که لطف و ذوق و درک معنا در وجودش نباشد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۶۲ دیوان حافظ:
قدر جوانی‌ات را بدان و به‌خاطر مسائل کوچک غمگین نباش. وجودت مثل گلستانی است که چند روزی سبز و با طراوت است و بعد خزان زندگی آن را از بین می‌برد. اگر می‌خواهی عمری دراز داشته باشی به مستمندان کمک کن. ناجی تو کسی غیر از خدا نیست و اوست که زینت دهنده‌ی دل‌هاست.

 

معنی برخی واژگان غزل:
دریاب: غنیمت شمار، بهره‌برداری کن، درک کن.
دُریاب: مروارید بجو، مروارید را بیاب.
ای شیخ: ای بزرگمرد.
کوثر: جوی آبی در بهشت که از آن همه‌ی چشمه‌های بهشت منشعب می‌شود.
علم عشق در دفتر نگنجد: دفتر و جُنگ و کتاب گنجایش پذیرفتن شرح عشق را ندارد.
بنیوش: بشنو.
شاهد: انسان خوبروی، محبوب، معشوق و در نزد صوفیه و طرفداران وحدت وجود: تجلیات حق را در صُوَر زیبا می‌توان مشاهده کرد.
بسته‌ی زیور: وابسته به آرایش، در اثر آرایش.
شراب بی‌خمار: شرابی که متعاقب آن دردسر و خماری نباشد.
لطف: ذوق، در این‌جا آب و رونق منظور است.
سلطان اویس: از قبیله‌ی آل جلایر از ایلاتِ مغول که قریب ۲۰ سال در بغداد و بعد در تبریز حکومت کرد.
عالم آرا: زینت‌بخش جهان.
زیبنده: شایسته، مناسب.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری