غزل شماره‌ی ۷۷ دیوان حافظ: بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت

غزل شماره‌ی ۷۷ دیوان حافظ: بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۷۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۷۷ - بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت

 

۱. بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوش‌رَنْگ در مِنْقار داشت - و اندر آن بَرْگ و نَوا، خوش ناله‌هایِ زار داشت
معنی: بلبلی برگ گل خوش‌رنگی را در منقار گرفته و با داشتن چنین نعمت و متاعی ناله‌های شورانگیزی داشت.

 

۲. گفتمش: «در عِیْنِ وَصْل‌، این نالِه و فَرْیاد چیست؟» - گفت: «ما را جِلْوِه‌یِ مَعْشوق در این کار داشت»
معنی: به بلبل گفتم این ناله و فریاد تو در زمان وصال چه معنا می‌دهد؟ گفت: جلوه‌ی زیبایی معشوق مرا برانگیخت و به این کار واداشت.

 

۳. یار اگر نَنْشَسْت با ما نیست جایِ اِعْتِراض - پادشاهی کامْران بود، از گدایی عار داشت
معنی: اگر یار با ما نشست و برخاست نکرد جای گله نیست او پادشاهی خوش‌گذران بود و مجالست با مردمان فقیر را ننگ خود می‌دانست.

 

۴. دَرنمی‌گیرد نیاز و نازِ ما با حُسْنِ دوست - خُرَّم آن کز نازنینان‌، بَخْتِ بَرخوردار داشت
معنی: در برابر زیبایی دوست عرض حاجت و بی‌اعتنایی ما هیچ‌کدام کاری از پیش نمی‌برد، خوشا به حال آن‌که از بخت بلند، نصیب و بهره‌ای از نازنینان داشته باشد.

 

۵. خیز تا بر کِلْکِ آن نَقّاش‌، جان، اَفْشان کُنیم - کاین هَمِه نَقْشِ عَجَب در گَرْدِشِ پَرْگار داشت
معنی: به‌پا خیز تا جان را فدای قلم آن تصویرگری کنیم که این همه نقش و نگارهای شگفت‌اور را با گردش پرگار خود در دایره‌ی فلکیات بیافرید.

 

۶. گر مُریدِ راهِ عِشْقی، فِکْرِ بَدنامی مَکُن - شِیْخِ صَنْعان، خِرْقِه، رَهْنِ خانِهٔ خَمّار داشت
معنی: اگر پوینده و خواهان راه عشقی از بدنامی مترس و مهراس خرقه‌ی شیخ صنعان (هم) پیوسته در خانه‌ی شراب‌فروش به گرو بود.

 

۷. وَقْتِ آن شیرین‌قَلَنْدَر خوش که در اَطْوارِ سِیْر - ذِکْرِ تَسْبیحِ مَلَک در حَلْقِه‌یِ زُنّار داشت
معنی: یادش به خیر وقت و حال آن‌قدر کامل عیار خوش، که در لباس کفر و با کمربند زنار هم به ذکر و نیایش خدا می‌پرداخت.

 

۸. چَشْمِ «حافظ»، زیرِ بامِ قَصْرِ آن حوری‌سِرِشْت - شیوِه‌یِ جَنّاتُ تَجْری تَحْتِهَا الاَنهار داشت
معنی: سرشک دیدگان حافظ، در پای دیوار قصر آن پریوش، به‌مانند باغ‌هایی که در پای درخت‌های آن آب روان باشد، بود.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۷۷ دیوان حافظ:
از این‌که اگر پیروز نشوی می‌ترسی و مدام در حال رنجیدن هستی تا رنج نبینی به مقصود نمی‌رسی. اگر قرار باشد با نبودن درد و مشقت وصل حاصل شود، نتیجه‌ی کار برایت لذت‌بخش نخواهد بود و در راه رسیدن به مقصود امکان از دست دادن مال و آبرو نیز می‌باشد.

 

معنی برخی واژگان غزل:
برگ: برگ گل، سروسامان، ساز و برگ و لوازم، انگیزه و رغبت.
منقار: نوک پرندگان، آلت کندن و حک کردن.
نوا: آواز، دارایی.
برگ و نوا: وسایل معیشت (در این‌جا اشاره به برگ گل و نوای بلبل و همچنین وسیله‌ی آسودگی خاطر است)، نعمت، سازوسامان.
عین وصل: در عین وصال، حین رسیدن به وصال معشوق.
جلوه‌ی معشوق: تجلی زیبایی معشوق.
کامران: خوش‌گذران.
عار داشت: ننگ داشت.
درنمی‌گیرد: اثر نمی‌کند.
ناز: ادا و اطوار برای جلب توجه و محبت و نوازش.
نازنین: دارای ناز، دوست‌داشتنی.
خرم: خوش به حال، سبز و شاداب و شکوفا، در این‌جا به معنای خوش به حال.
برخوردار: کامیاب، بهره‌مند.
کلک: نی، قلم.
نقاش: کشنده‌ی نقش و نگار، کنایه از ذات یکتای خالق.
جان افشاندن: جان نثار کردن.
پرگار: وسیله‌ی ترسیم دایره، گردون، حلقه، دایره.
مرید: خواهنده و پیرو، ارادتمند، دنباله‌رو فکر و عقیده مراد.
فکر بدنامی مکن: از بدنامی واهمه نداشته باش، از شهرت بد مترس، از رسوایی پروا نداشته باشد.
شیخ صنعان: بنا به روایت عطار عارفی بزرگ که دارای مریدان زیاد بود و به روم رفت و عاشق دختری ترسا شد و در اثر عشق، کارش به ترک عقیده‌ی اسلام و گرایش به مسیحیت و خوردن شراب و پرورش خوک شد و دست از عشق خود برنداشت.
شیرین: در این‌جا کنایه از شیرین‌کار، کامل.
قلندر: درویش پیرو قلندریه که در خوراک و پوشاک و وضع ظاهری بی‌قید و موی سر و ابرو را می‌تراشند و از مریدان شیخ جمال الدین ساوجی که برای رد و قبول خلق اهمیتی قائل نبوده و دراین حال به مراقبت و احوال نفس می‌پرداخته و از فرقه ملامتیه تندروتر و بی‌پرواترند.
شیرین قلندر: قلندر کامل و شیرین‌کار، کنایه از شیخ صنعان.
اطوار سیر: طرزهای سیروسلوک، حالت‌های سیروسلوک.
وقت: زمان و در اصطلاح عرفا حالتی است که به سالک دست دهد و از گذشته و حال و آینده فارغ و پیوسته در حال، و اندر وقت، با حق خوش بوده و سر درکار حق داشته باشد.
حوری سرشت: زنی با سرشت و شکل و شمایل حور، حورنژاد، کنایه از زن بسیار زیبا.
جنات تجری...: تلمیح و تضمینی از آیه‌ی شماره ۵۷ سوره نساء (سندخلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا...).

 

داستان کوتاه شیخ صنعان و دختر ترسا

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری