غزل شماره‌ی ۷۳ دیوان حافظ: روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

غزل شماره‌ی ۷۳ دیوان حافظ: روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۷۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۷۳ - روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

 

۱. روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست - مِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست
معنی: چشمی نیست که از پرتو چهره‌ی تو روشن نبوده و دیده‌ای نیست که خاک آستانه‌ی تو مایه‌ی روشنایی آن نشده و بر آن منتی نداشته باشد.

 

۲. ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آری - سِرِّ گیسوی تو در هیچ سَری نیست که نیست
معنی: صاحب‌نظران و اشخاص بصیر (هم) روی و موی تو را تماشا می‌کنند. آری همه‌ی سرها گرفتار درک سر گیسوی تو، این حبل المتین معرفت‌اند.

 

۳. اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب؟ - خجل از کرده‌ی خود پرده دری نیست که نیست
معنی: اگر رنگ اشک رازگشای من سرخ شده است جای شگفتی نیست، چهره‌ی کدام پرده‌دری است که از شرمندگی سرخ نباشد.

 

۴. تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردی - سیل خیز از نظرم ره‌گذری نیست که نیست
معنی: برای این‌که نسیم صبا، گردی بر دامن ننشاند، هیچ رهگذری نیست که دیده‌ی من در آن سیل جاری نکرده باشد.

 

۵. تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هر جا نزنند - با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
معنی: برای این‌که باد صبا هر جا که می‌رود از زلف مشکین تو خبر و اثری نبرد، هیچ سحری نیست که با او درگیری و مشاجره نداشته باشم.

 

۶. من از این طالع شوریده بِرَنجَم ور نی - بهره‌مند از سَرِ کویت دگری نیست که نیست
معنی: از دست بخت وارون خود رنج می‌کشم چرا که جز خود، دیگری را سراغ ندارم که از کوی تو فیض و بهره نبرده باشد.

 

۷. از حیایِ لبِ شیرینِ تو ای چشمه‌ی نوش - غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
معنی: ای چشمه‌ی شیرین گوارا، شکری وجود ندارد که در پیش شیرینی لب‌های تو از خجالت غرق در آب و عرق نباشد.

 

۸. مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز - ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست
معنی: هر جا خبری هست در مجلس رندان مطرح می‌شود، به مصلحت نمی‌بینم که رازها از پرده بیرون افتد.

 

۹. شیر در بادیه‌ی عشق تو روباه شود - آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
معنی: در راه بیابانی عشق تو، شیر به‌مانند روباه بیچاره و درمانده می‌شود. آه از این ره خطیر که همه‌ی خطرها در آن موجود است.

 

۱۰. آب چشمم که بر او مِنَّت خاکِ درِ توست - زیرِ صد مِنَّتِ او خاکِ دری نیست که نیست
معنی: شانه‌ی اشکم زیر بار منت خاک در توست و خاک دری نیست که صد برابر بیشتر از این زیر بار منت اشکم نباشد.

 

۱۱. از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هست - ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
معنی: تنها از وجودم همین نام و نشان باقی مانده که دلیلی بر بودن آن است وگرنه هیچ ضعف و بیماری نیست که در آن نباشد.

 

۱۲. غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است - در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
معنی: به غیر از این نکته و معنا که حافظ دل خوشی از تو ندارد هنری نیست که درسراپای وجودت موجود نباشد.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۷۳ دیوان حافظ:
سر تو بر هیچ‌کس پوشیده نیست. موانع زیاد و سختی پیش پایت هست که برای رسیدن به معشوق به راحتی از تمام آن‌ها می‌گذری. از خستگی شکایت نکن. مرد باش. اگر ضعیف باشی در اول راه جا مانده و اثری از عشق و معشوق نمی‌یابی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
نظر: نگرش، نگاه، در این‌جا کنایه از چشم است.
پرتو: بازتاب نور، روشنایی.
منت: نیکی خویش را به رخ کسی کشیدن، توقع سپاس عطا‌بخش از عطا یافته، قبول و سپاس و شکر احسان، مرهون احسان کسی بودن.
بصر: چشم.
ناظر: نگاه کننده.
صاحب نظر: عارف، افراد شاخص و خبره.
سر: راز، آن‌چه که غیر از صاحبان ادراک پی به آن نمی‌توانند برد.
گیسو: زلف و در اصطلاح عرفا: حبل المتین سالکان طریقت برای رسیدن به حقیقت از میان انبوه تیرگی‌های اسرار خلقت است.
غماز: پرده‌در، فاش کننده‌ی سر، خبرچین.
سرخ برآمد: به‌رنگ سرخ ظاهر شد، رنگش قرمز شد.
سیل‌خیز: مسیل، راه عبور سیلاب.
طالع شوریده: بخت در هم و برهم.
آب و عرق: عرق شرم و حیا.
آب چشم: اشک.
زیر صد منت او: صد بار زیر بار منت او.
از وجود این قدرم: این قدر از وجودم.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری