
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۷۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.
غزل شمارهی ۷۵ - خواب آن نرگس فتان تو، بیچیزی نیست
۱. خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست - تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بیچیزی نیست
معنی: خواب و خمارى چشمان فتنهانگيز و پيچ و تاب گيسوى پريشان تو، بىعلت نيست.
۲. از لبت شیر روان بود که من میگفتم - «این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بیچیزی نیست»
معنی: زمانى که تو هنوز کودک بودى، من مىگفتم که لبهاى شيرين تو بر گرد دهان نمکينت، بىعلت و بىسبب نيست.
۳. جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم - در کمان ناوَک مژگانِ تو، بیچیزی نیست
معنی: عمرت دراز باد! من يقين دارم که تير مژگان تو در زير کمان ابروانت بىسبب نهاده نشده است.
۴. مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق - ای دل! این ناله و افغان تو، بیچیزی نیست
معنی: اى دل، اين ناله و فرياد تو هم بىعلت نيست، بلکه از آن است که به غم و رنج جدايى از يار گرفتار هستى!
۵. دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت - ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بیچیزی نیست
معنی: اى گل، شکوفا شدن تو نيز بىسبب نيست، بلکه از آن است که ديشب از سر کوى دلبر، بادى بهسوى گلستان وزيده است.
۶. دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد - حافظ این دیدهی گریانِ تو، بیچیزی نیست
معنی: اى حافظ! اين چشم تو نيز بىسبب گريان نيست، بلکه از آن است که درد عشق در دل دارى اگرچه آن را از مردم پنهان مىکنى.
فال و تعبیر غزل شمارهی ۷۵ دیوان حافظ:
شکست تو در این راه پلهی صعودی است در راهی و هر گونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلا صلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.
معنی برخی واژگان غزل:
نرگس: چشم خوابآلوده و مست.
فتان: فتنهانگیز.
بیچیزی نیست: بیدلیل نیست، بیمعنی نیست.
تاب: پیچ و تاب.
گرد نمکدان: اطراف نمکدان.
جان درازی تو بادا: عمرت دراز باد.
ناوک: تیر.
مژگان: مژه.
محنت: سختی و غم.
فراق: دوری.
افغان: ناله و زاری.
گریبان: یقه.
معنی شعر برگرفته از کتاب دیوان حافظ بر پایهی نسخهی قزوینی و خانلری
گردآوری: فرتورچین





