در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۷ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۷ - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
پادشاهی بود که یک دختر بسیار زیبا داشت. هر کس برای خواستگاری او میآمد، پدرش میگفت: «هر کی این انبار نمک را بخوره، دخترم مال اوست.» شمار فراوانی جان خود...
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۶ - سحرم دولت بیدار به بالین آمد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۵ - صبا به تهنیت پیر میفروش آمد
عبدالرحمن بن صخرازدی یا عبدالرحمن بن الدوسی معروف به ابوهریره فقیرترین اصحاب رسول اکرم و از عشیره سلیم بن فهم بود. نامش به عهد جاهلیت عبد قیس یا عبد شمس بود.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۴ - مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۳ - در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
زنی که پیش پسر و عروسش بهسر میبرد زندگانی را به سختی میگذراند، زیرا عروسش غذای کافی به او نمیداد. همیشه در وقت بردن غذا برای پیرزن سنگی را توی دوری مینهاد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۲ - عشق تو نهال حیرت آمد
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۱۷۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۱۷۱ - دوش از جناب آصف، پیک بشارت آمد