داستان کوتاه از درون مرا می‌کشد، از بیرون شما را

داستان کوتاه از درون مرا می‌کشد، از بیرون شما را
مردی دهاتی به شهر آمد. یک نفر از دوستان شهری او که دختری بسیار زشت داشت با همکاری دو سه نفر از دوستان خود، اطراف او را گرفتند و با تشویق و ترغیب‌های بسیار...
دنباله‌ی نوشته