غزل شماره‌ی ۱۶۹ دیوان حافظ: یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد

غزل شماره‌ی ۱۶۹ دیوان حافظ: یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۱۶۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۱۶۹ - یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد

 

۱. یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟ - دوستی کِی آخر آمد؟ دوست‌دار‌ان را چه شد؟
معنی: همدری و امداد در کسی مشاهده نمی‌کنیم، یاران را چه شده است؟ کی راه و رسم دوستی به پایان رسید و بر سر مهرورزان چه آمده است؟

 

۲. آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ‌پِی کجاست؟ - خون چکید از شاخِ گل، بادِ بهار‌ان را چه شد؟
معنی: چشمه‌ی آب حیات تیره رنگ شد. خضر خوش‌قدم کجاست؟ گل از رنگ طبیعی خود برگشت و پژمرده شد. بر سر نسیم بهاری چه پیش آمده است؟

 

۳. کس نمی‌گوید که «یاری داشت حقِّ دوستی» - حق‌شناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
معنی: هیچ‌کس نمی‌گوید که یک نفر دوست، حق و حقوق دوستی دارد. برای دوستان حق‌شناس چه پیش آمده و دوستان را چه شده است؟

 

۴. لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سال‌هاست - تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
معنی: سالی چند می‌گذرد که از معدن جوانمردی لعلی و گوهری بیرون نیامده است. در تابش خورشید و تغییرات سازنده‌ی باد و باران چه دگرگونی پیش آمده است؟

 

۵. شهرِ یاران بود و خاکِ مهر‌بانان این دیار - مهربانی کِی سر آمد؟ شهریار‌ان را چه شد؟
معنی: این شهر و دیار، سرزمین یاران و یاوران بود. راه و رسم مهربان کی به پایان رسید و بر سر پادشاهان چه آمد؟

 

۶. گویِ توفیق و کرامت، در میان افکنده‌اند - کس به میدان در نمی‌آید، سوار‌ان را چه شد؟
معنی: کسی برای ربودن گوی کامیابی و بزرگواری که در میان میدان بازی رها شده است به میدان نمی‌آید. برای سوارکاران چوگان‌باز چه پیش آمده است؟

 

۷. صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست - عندلیبان را چه پیش آمد؟ هَزاران را چه شد؟
معنی: صدهزار گل شکفته شد و مرغی به نغمه‌سرایی نپرداخت. برای بلبلان چه پیش آمده و کجا هستند؟

 

۸. زهره سازی خوش نمی‌سازد، مگر عود‌ش بسوخت؟ - کس ندارد ذوقِ مستی، مِی‌گسار‌ان را چه شد؟
معنی: ستاره‌ی زهره در فلک از ساز زدن افتاده است. آیا عودش را سوزانیده است؟ هیچ‌کس شور و حال عشق و مستی ندارد. بر سر میگساران چه آمده است؟

 

۹. حافظ اسرارِ الهی کَس نمی‌داند، خموش - از که می‌پرسی که دورِ روزگار‌ان را چه شد؟
معنی: حافظ، کسی بر اسرار خداوندی آگاهی ندارد، خاموش باش. از چه کسی می‌خواهی بپرسی که برای گردش روزگار چه پیشامدی کرده است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۱۶۹ دیوان حافظ:
از وضعی که دارید خسته شده‌اید و کسی یاری‌تان نمی‌کند. همگی شما را فراموش کرده‌اند. به هر کسی که خوبی کردید، بدی دیده‌اید. در انتظار رحمت الهی بی‌قراری می‌کنید. شانس به شما رو می‌کند، ولی آن را پس می‌زنید. در هر حال هر چه تقدیر الهی باشد همان است.

 

معنی برخی واژگان غزل:
یاران را چه شد: یاران را چه شده است؟ برای یاران چه اتفاقی افتاده است؟
دوستی کی آخر آمد: کی راه و رسم دوستی وَر اُفتاد (برافتاد)؟
دوستداران را چه شد: برای دوستداران و عاشق پیشه‌ها چه اتفاقی افتاده است؟
آب حیوان: آب حیات که در شهر ظلمات در شمال زمین به‌صورت چشمه‌ای زلال جاری و خضر از آن نوشیده عمر طولانی یافت.
خضر فرخ پی: خضر مبارک قدم که هر کجا پا می‌نهاد زمین سرسبز می‌شد.
باد بهاران را چه شد: بر سر باد بهاران چه آمد؟
کس نمی‌گوید: دیگر کسی نمی‌گوید.
یاری، داشت حق دوستی: (یاری با یاء وحدت) یک یار حق دوستی داشت.
حق‌شناسان: دوستان حق‌شناس.
چه حال افتاد: چه پیش آمد؟ چه روی داد؟
کان مروت: (اضافه‌ی تشبیهی) مروت به کان (معدن لعل) تشبیه شده است.
شهر یاران: در مصراع اول بیت پنجم به‌معنای شهر و و دیار دوستان و در مصراع بعد به‌معنای پادشاهان.
گوی توفیق و کرامت: (اضافه‌ی تشبیهی) توفیق و کرامت به گوی تشبیه شده.
در میان افکنده‌اند: در میان میدان بازی افکنده‌اند.
سواران: سوارکاران چوگان‌باز.
عندلیب: بلبل.
هزاران: بلبل‌ها.
زهره: ستاره‌ی زهره که به مطرب و ساززن فلک مشهور است.
ساز: آهنگ.
عود: آلت موسیقی و آن سازی است مشابه بربط با کاسه‌ی کوچک پوستی.
مگر عودش بسوخت: مگر عودش را بسوازنید، کنایه از سوزانیدن ادوات موسیقی‌دانی که با توبه از کار مطربی دست می‌کشیده است.
میگساران را چه شد: بر سر میگساران چه آمده است؟
از که می‌پرسی: این سوال را از چه کسی می‌کنی؟

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری