غزل شماره‌ی ۲۶ دیوان حافظ: زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

غزل شماره‌ی ۲۶ دیوان حافظ: زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۶ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۶ - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

 

۱. زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست - پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست
معنی: با زلف‌هایی پریشان و چهرهِ عرق نشسته و لبی خندان، در حال مستی، و با پیراهنی یقه باز، در حالی که شیشه‌ی شرابی در دست داشت و آواز می‌خواند...

 

۲. نرگسش عَربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان - نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست
معنی: ...(و) با چشمانی پرخاشگر و لبانی دریغ گویان، نیمه‌شبی به بالین من آمد و بنشست.

 

۳. سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین - گفت: ای عاشقِ دیرینه‌ی من، خوابت هست؟
معنی: (آنگاه) سر به‌گوش من نهاده و با لحنی غمناک به من گفت ای خاطرخواه قدیمی من، خواب هم به چشمان تو می‌آید؟

 

۴. عاشقی را که چنین باده‌ی شبگیر دهند - کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست
معنی: عاشقی چون من را که چنین موهبت شبانه‌ای، همانند باده شبگیری نصیبش می‌شود اگر به پرستش و ستایش او نپردازد باری منکر عشق شده است.

 

۵. برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر - که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست
معنی: ای زاهد! ما می زدگان را شماتت مکن، چرا که جز این، ارمغانی در روز ازل به ما ندادند.

 

۶. آن چه او ریخت به پیمانه‌ی ما نوشیدیم - اگر از خَمرِ بهشت است وگر باده‌ی مست
معنی: ما آنچه را که دست ساقی ازلی از سهمیه‌ی ما، در پیمانه‌ی ما ریخت می‌نوشیم، می‌خواهد باده‌ی بهشتی باشد یا شراب انگوری.

 

۷. خنده‌ی جامِ می و زلفِ گره‌گیرِ نگار - ای بسا توبه که چون توبه‌ی حافظ بشکست
معنی: چه بسیار، چهره‌ی خندانِ جامِ می و زلف تابدارِ دلداری سبب شکستن توبه، همانند توبه‌ی حافظ شده است.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۶ دیوان حافظ:
چرا کاری را که به نفع تو نیست انجام می‌دهی و چیزی را که ارزشی ندارد به‌بهای گزاف می‌خواهی به‌دست آوری. گره کارت به‌دست خودت باز می‌شود. پس منتظر غیب منشین. متکی به بازوی خودت باش تا به مراد خود برسی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
آشفته: پریشان.
خوی: با واو معدوله و بر وزن می به‌معنای عرق و خوی کرده به معنای عرق بر چهره نشسته است.
پیرهن چاک: یقه باز.
صُراحی: شیشه‌ی شراب.
نرگس: نام گلی و کنایه از چشم.
عربده‌جو: بدمست و پرخاشگر.
افسوس کنان: دریغ گویان.
آواز حزین: آوازی در مایه‌ی حزین و غمگین.
باده‌ی شبگیر: باده‌ی شبانه.
کافر عشق: منکر عشق.
تُحفَه: هدیه، ارمغان، بدیع.
خَمرِ بهشت: شراب بهشتی که خداوند در قرآن در آیه ۲۱ سوره‌ی دَهر وعده داده است.
باده‌ی مست: شراب مستی‌آور، شراب انگوری.
خنده‌ی جام: اشاره به دهان گشاد پیاله است که به لب و دهان خندان تشبیه شده است.
گره‌گیر: گِره در گِره، چین و شکنج‌دار، مجعد.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری