در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۵ - یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
در زمان گذشته در آذربایجان زرگری و نجاری با هم دوستی داشتند. مرد نجار «شفیق» و زرگر «رفیق» نام داشت. چنین اتفاق افتاد که هر دو پریشان شدند. شفیق مردی عاقل بود.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۴ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۴ - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۳ - ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
در زمان ناصرالدین شاه عدهای بیکار و بیعار بودند. هر روز یکی از آنها به نوبت خود را به مردن میزد و رفقای دیگر دور او را میگرفتند و میگفتند: این مرد بیچاره مرده و کسی را ندارد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۲ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۲ - گر بود عمر، به میخانه رسم بار دگر
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۱ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۱ - شب وصل است و طی شد نامهی هجر
در دوران خلافت عبدالملک اموی، قطری ابن الفجاه یا قطری بن فجاءه رئیس خوارج از ترس حجاج بن یوسف والی عراق به طبرستان گریخت و به حاکم طبرستان اسپهبد فرخان پناه آورد.
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۵۰ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۵۰ - روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
در این بخش از مجلهی اینترنتی روز تازه، غزل شمارهی ۲۴۹ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است. غزل شمارهی ۲۴۹ - ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار