غزل شماره‌ی ۲۵۵ دیوان حافظ: یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور

غزل شماره‌ی ۲۵۵ دیوان حافظ: یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۵۵ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۵۵ - یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور

 

۱. یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور - کلبه‌ی احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
معنی: یوسف گم شده به شهر کنعان باز می‌گردد غمین مباش، (و) خانه‌ی غم‌ها روزی به گلستان شادی مُبدل خواهد شد، غصه مخور.

 

۲. ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن - وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور
معنی: این دل اندوهگین حالش نکو خواهد شد نگران مباش (و) این سر آشفته‌ی نابسامان، دوباره آرامش و سامان می‌یابد، غم مخور.

 

۳. گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن - چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور
معنی: اگر دو روزی گردش روزگار با خواسته‌های ما هماهنگی نداشت غصه مخور، زیرا حال روزگار پیوسته یکسان نخواهد بود.

 

۴. دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت - دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
معنی: ای بلبل خوشنوا، اگر بهار عمر باقی و برقرار باشد، بار دیگر بر او رنگ گلزار، سایبانی از چتر گل بر سر خواهی داشت، غمین مباش.

 

۵. هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب - باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور
معنی: زنهار هرگز ناامید مشو، زیرا تو بر اسرار پنهایی (حکمت و مشیت الهی)، آگاهی نداری. در پشت پرده، بازی‌ها و نقش‌هایی پیدا و پدیدار خواهد شد، غمناک مباش.

 

۶. ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد - چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور
معنی: ای دل، اگر سیل نیستی بر آن است که پایه‌های هستی را از جا برکند، چون نوح کشتیبان تو است از توفان هراسی به دل راه نده.

 

۷. در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم - سرزنش‌ها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور
معنی: آن‌گاه که در بیابان در آرزوی رسیدن به کعبه خاک را می‌پیمایی، اگر خار مغیلان به پایت آزاری برساند و یا ملامتت کند، غم به دل راه مده.

 

۸. گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید - هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور
معنی: هرچند منزل‌گاه و بارانداز از کاروان ناامن و مقصد سفر دور است، هیچ راهی نیست که پایانی نداشته باشد، غم مخور.

 

۹. حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب - جمله می‌داند خدایِ حالْ‌گردان غم مخور
معنی: خدای دگرگون کننده‌ی اوضاع، از وضع حال ما، در دوری از محبوب و سرسختی‌های نگهبان درگاه او به خوبی آگاه است، غم به دل راه مده.

 

۱۰. حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار - تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور
معنی: حافظ، در گوشه‌ی تنهایی و بینوایی تاریکی شب‌ها تا به خواندن دعا و قرآن می‌پردازی هیچ اندوه به دل راه مده.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۵۵ دیوان حافظ:
گم کرده‌ی خود را پیدا می‌کنی و روزگار پر درد و رنجت تبدیل به خوشبختی می‌شود. بد به دل خود راه نده. اگر امروز به مراد نرسی فردا حتما نشانه‌هایی از پایان غم خواهی دید، چون با خدا هستی همیشه از بلایا نجات پیدا می‌کنی. باز هم در خلوت قرآن بخوان تا برای رسیدن به مقصد راهت را گم نکنی.

 

معنی برخی واژگان غزل:
یوسف گمگشته:حضرت یوسف پیامبر فرزند حضرت یعقوب، استعاره است برای محبوب سفر کرده یعنی شاه شجاع.
کنعان: نام چهارمین پسر حام بن نوح پیامبر؛ سرزمینی که اولاد و احفاد کنعان نواده‌ی نوح نبی در آن می‌زیستند و آن، میان لبنان و سوریه و دریای مدیترانه و دشت عرب واقع است؛ استعاره است برای شهر شیراز.
کلبه‌ی احزان: خانه‌ی غم‌ها، اصطلاحی که به خانه‌ی حضرت یعقوب پیامبر داده‌اند، ماتم سرا، بیت الحزن.
دل بد مکن: ناامید مباش، خیال بد در دل مپروران.
شوریده: آشفته و نابسامان.
سامان: قرار و آرامش.
گر بهار عمر باشد: اگر فصل بهار عمر، یعنی دوره‌ی جوانی برقرار باشد.
تخت چمن: (اضافه‌ی تشبیهی) چمن به تخت و جایگاه نشیمن و آسایش تشبیه شده است، تخت سلطنت و گلزار چمن.
چتر گل: چتری از گل، سایبانی از گل، چتر شاهی که از گل تهیه شده باشد.
دورگردون: گردش روزگار.
نومید: ناامید.
هان: هشیار باش، هُش دار.
واقف: آگاه، باخبر.
سر غیب: راز نهانی، اسرار غیب، رویدادهای نامعلومی که در آینده به وقوع خواهد پیوست.
سیل فنا: (اضافه‌ی تشبیهی) فنا و نابودی به سیل خروشان تشبیه شده است.
خار مغیلان: مخفف خار ام غیلان یعنی خار مادر غول‌ها، خار شتر، ژاژ، نهالی با تیغ‌های تیز که تنها شتر قادر به خوردن آن است و در بیابان‌های خشک می‌روید.
سرزنش‌ها: سر فرو کردن‌های خار در پای رونده‌ی راه؛ ملامت و سرزنش مجازی خار که عابر را از رفتن در بیابان شماتت می‌کند.
خطرناک: ناامن.
بعید: دور.
فرقت: دوری.
ابرام: سرسختی، پافشاری.
رقیب: مراقب، نگهبان.
خلوت: دوری جستن از مصاحبت با نااهلان و تمرکز حواس و اشتغال به ذکر و ادعیه.
ورد: ادعیه و مناجات‌های معصومین که به‌منظور برآمدن حاجت خوانده شود.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری