غزل شماره‌ی ۲۵۳ دیوان حافظ: ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

غزل شماره‌ی ۲۵۳ دیوان حافظ: ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۲۵۳ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۲۵۳ - ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

 

۱. ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر - بازآ که ریخت بی گُلِ رویت بهارِ عمر
معنی: ای آن‌که از تابش نور چهره‌ات، لاله‌زار زندگی من سبز و خرم است، به‌سوی من برگرد که بی‌گل روی تو شکوفه‌های بهار عمر من بر زمین ریخت.

 

۲. از دیده گر سرشک چو باران چِکَد رواست - کاندر غمت چو برق بِشُد روزگارِ عمر
معنی: اشک اگر از دیدگان من به‌مانند باران فرو بارد جا دارد، زیرا زمان عمر در غم دوری تو به سرعت برق گذشت.

 

۳. این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است - دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر
معنی: در این یکی دو لحظه‌ی دیگر که فرصت ملاقات میسر است، توجهی به ما کن که پایان کار زندگی معلوم نیست.

 

۴. تا کی مِی صَبوح و شِکرخوابِ بامداد - هشیار گَرد، هان که گذشت اختیارِ عمر
معنی: تا کی به نوشیدن شراب بامدادی و خواب شیرین صبحگاهی می‌پردازی! بیدار و هشیار شو که در ساعات مساعد زندگی و ایام جوانی، سپری شد.

 

۵. دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد - بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر
معنی: دیروز به راهی می‌گذشت و نگاهی به ما نکرد. بیچاره دل من که از گذشتن عمر خود (واگذار معشوق خود) نصیبی عایدش نشد.

 

۶. اندیشه از محیطِ فنا نیست هر که را - بر نقطه‌ی دهانِ تو باشد مدارِ عمر
معنی: هر کس که محور گردش عمرش بر نقطه‌ی دهان تو قرار گرفته باشد از نابودی که گرداگرد او را (دایره‌وار) احاطه کرده است ترسی ندارد.

 

۷. در هر طرف ز خیلِ حوادث کمین‌گهیست - زان رو عِنان‌گسسته دَوانَد سوارِ عمر
معنی: انبوه پیشامدهای ناگوار در هر سو دام گسترده و سنگر گرفته و بدین سبب است که عمر چون توسن افسار گسیخته، سراسیمه بر هر سو می‌تازد.

 

۸. بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار - روز فِراق را که نَهَد در شمارِ عمر
معنی: من بدون داشتن عمر، زنده هستم، تعجب مکن. چه کسی روزهای فراق را در شمار زندگانی به حساب می‌آورد؟

 

۹. حافظ سخن بگوی که بر صفحه‌ی جهان - این نقش مانَد از قَلَمَت یادگارِ عمر
معنی: حافظ سخنی و شعری بگو، که تنها اثر قلم تو بر صفحه‌ی روزگار به‌عنوان یادگار عمر باقی می‌ماند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۲۵۳ دیوان حافظ:
توبه‌ی تو مورد قبول حق واقع می‌شود. کینه‌ها را کنار بگذار و گذشت داشته باش. هرچند که عمرت می‌گذرد و تو تا به‌حال به فکر خویش نبوده‌ای و همیشه با حوادث جنگیده‌ای، اما از این به بعد تصمیم گرفته‌ای که فرد دیگری شوی. پس کاری کن که نامت را در آینده به‌خوبی یاد کنند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
فروغ رخ: تابش نورِ چهره، کنایه از شادابی و شور و نشاط چهره است.
لاله‌زار: کشتزار لاله.
لاله‌زار عمر: لاله‌زار زندگی (اضافه‌ی تشبیهی) عمر به لاله‌زار تشبیه شده و بیشتر مراد از آن، دوره‌ی جوانی عمر می‌باشد.
گل روی: (اضافه‌ی تشبیهی) روی به گّل تشبیه شده.
بهار عمر: شکوفه‌ی درخت زندگی در این‌جا معنی می‌دهد.
مهلت: فرصت.
دریاب کار ما: کار ما را دریاب، به کار ما عنایتی کن، دل ما را به‌دست آر.
می صبوح: شراب بامدادی.
هشیار گرد: هشیار شو، بیدار شو.
اختیار: برگزیده و در اصطلاح نجوم به بهترین وقت برای انجام کارهایی مثل سفر و عروسی گفته می‌شود.
اختیار عمر: بخش گزیده‌ی عمر، اوقات مساعد، امکان انتخاب خوب و بد زندگانی.
در گذار: در حال گذشتن.
گُذار عمر: گذشتن عمر، گذشتن معشوق.
محیط فنا: فنایی که احاطه کرده است، نابودی که گرداگرد را فرا گرفته است.
مَدار عمر: گردش عمر، دایره‌ی گردش عمر.
خیل حوادث: سپاه رویدادها، دام پنهانی.
کمینگه: کمینگاه، سنگر، حمله، دام پنهانی.
عنان گسسته: لجام گسیخته، اسبی که سراسیمه و افسار گسیخته باشد.
بی‌عمر: بدون حیات و فرجه زندگی، بدون معشوق.
نقش: نوشته، خط، اثر.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
نگاره: فرتورچین
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری