داستان کوتاه بهلول و مفهوم جناس

داستان کوتاه بهلول و مفهوم جناس

روزی شاعری ابله، سوار بر یابویی لنگ به بهلول رسید، افسار یابو برکشید و شتابان به زیر آمد و در حالی که اشعاری به زیر لب زمزمه می‌کرد، با خوشحالی گفت: مرا بخت یار شد که کسی یافتم تا مشکل خود را از او پرسم.
بهلول گفت: مشکلت چیست؟
گفت: من شاعرم.
گفت: این مشکل خودت نیست، مشکل دیگران است!
گفت: من شاعرم و مشکل من، دانستن مفهوم «جناس» است. قصد آن دارم که ذوق خود را در جناس‌گویی بیازمایم، اما معنای آن برایم مستور است. آیا تو را در این معنا معلوماتی هست؟
بهلول گفت: شنیده‌ام که «جناس» به‌مفهوم هم‌جنس بودن باشد و آن، دو کلمه، یا چند کلمه‌ای است که در ظاهر هم‌جنس و هم‌شکل یکدیگرند و در باطن دارای معانی مختلف، نظیر دو کلمه‌ی «نسیم» و « نه‌سیم» در این بیت:
اگر بوی وصلت بیارد نسیم - بدو نقد جان مژده بخشم، نه‌سیم
که با لحن بیان، یکی‌اند، اما هر یک، معنایی دیگر دارند.
شاعر گفت: آیا عکس این نیز صادق است؟
بهلول گفت: یعنی چگونه؟
گفت: یعنی دو کلمه یا دو چیز، در باطن هم‌جنس یکدیگر باشند و در ظاهر دارای اشکال مختلف؟
گفت: آری!
گفت: مثالی بزن.
بهلول به یابوی لنگ اشاره کرد و گفت: این مرکب را با راکبش در نظر بگیر، با این‌که در ظاهر، دارای اشکال مختلف‌اند، اما در باطن هم جنس‌اند و دارای یک مفهوم. علاوه بر این، اگر نیک بنگری، در ظاهر نیز وجه تشابهی دارند، هر دو می‌لنگند، یکی از پا و دیگری از عقل. معنای «جناس» برایت روشن شد؟
شاعر در حالی که او را سپاس می‌گفت، شادمان از حل مشکل، سوار یابو شد و گفت: آری، اینک می‌روم تا ذوق خود را در آن‌چه که گفتی، بیازمایم!
و در حالی که اشعاری زیر لب زمزمه می‌کرد، دور شد.

 

نگاره: Charles Hamilton Smith (The Hinny) (artvee.com)
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری