غزل شماره‌ی ۴۸ دیوان حافظ: صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

غزل شماره‌ی ۴۸ دیوان حافظ: صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

در این بخش از مجله‌ی اینترنتی روز تازه، غزل شماره‌ی ۴۸ از غزلیات دیوان حافظ، به همراه معنی و فال گردآوری شده است.

 

غزل شماره‌ی ۴۸ - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

 

۱. صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست - گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست
معنی: صوفی (هم) از برکت وجود می به راز درونی و سر نهانی دست یافت. ارزش گوهر وجود هر کس را می‌توان با محک شراب لعل فام دریافت.

 

۲. قدر مجموعه‌ی گل، مرغِ سَحَر داند و بس - که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست
معنی: تنها بلبل سحری قابلیت درک شناخت گل‌های باغ را دارد و این‌طور نیست که هر کس برگی از کتابی را خواند آگاه به تمام معانی و دانستی‌ها شود.

 

۳. عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده - به جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست
معنی: دنیا و آخرت را به دل کار کشته و باتجربه خود نمایاندم، تنها عشق تو را با ارزش و جاودانی و مابقی را نابود شدنی دانست.

 

۴. آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشم - مُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست
معنی: آن زمانی که از سرزنش عوام‌الناس می‌ترسیدم گذشت. حال، حتی مامور منکرات هم به باده‌نوشی پنهانی من آگاه است.

 

۵. دل‌بر، آسایش ما مَصلحتِ وقت ندید - ور نه از جانبِ ما دل‌نگرانی دانست
معنی: این از لطف او بود که آسایش خیال و راحتی‌ ما را بنا به مصلحت روزگار و موقعیت زمانه صلاح ندانست وگرنه از دل‌نگرانی ما آگاه بود.

 

۶. سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق - هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست
معنی: هر کس قدر و ارزش نسیم یمانی را بداند، آن‌چنان صاحب نظر و کرامت خواهد شد که می‌تواند سنگ و گل را به لعل و عقیق مبدل سازد.

 

۷. ای که از دفترِ عقل، آیت عشق آموزی - ترسم این نکته به تَحقیق ندانی دانست
معنی: ای آن‌که مایلی تا از بهره‌گیری از علوم عقلی (فلسفه) به رموز عشق عرفان پی ببری، به‌طور قطع از راه تحقیق به این آگاهی نرسیده و بدان دست نخواهی یافت.

 

۸. مِی بیاور که ننازد به گلِ باغِ جهان - هر که غارت‌گریِ بادِ خزانی دانست
معنی: می بیاور و شراب بده! که هر کس آگاه به غارتگری باد خزانی (مرگ) باشد به گل‌های باغ دنیا (زندگانی) نمی‌نازد.

 

۹. حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت - زَ اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست
معنی: حافظ که چنین رشته‌ی مراورید شعری را از خزینه طبع خود بیرون کشیده، این موهبت را از اثر تربیت و توجه آصف ثانی می‌داند.

 

فال و تعبیر غزل شماره‌ی ۴۸ دیوان حافظ:
هنوز خیلی خامی. چیزهایی را که به‌دست آورده‌ای از دست خواهی داد. استراحت و آسایش دیگر کافی است. به عقل خودت رجوع کن. نفس اماره را در خود از بین ببر که این نفس بنیادت را از بین می‌برد. چون باد پاییزی بهار دل تو را پیر می‌کند و این را هم بدان که همگان از کارهای پنهانی تو باخبرند.

 

معنی برخی واژگان غزل:
صوفی: پیرو طریقه‌ی تصوف.
پرتو می: تابش نور می، بازتاب نور شراب.
لعل: سنگ معدنی قرمز رنگ قیمتی، (استعاره):۱- شراب، ۲- لب، ۳- اشک خونین.
مجموعه گل: گلستان، باغ، (استعاره): ۱- کتاب گلستان‌، ۲- مجموعه اشعار سخنان ناب.
معانی: جمع معنا، مفاهیم (استعاره): تمام دانش‌ها.
کار افتاده: از کار درآمده، کارآزموده، باتجربه، کارکشته، و از کار افتاده نیز معنا می‌دهد.
آن شد: آن زمان گذشت.
ابنای عوام: مردمان نادان و کم‌مایه، اکثریت عوام و بی‌اطلاع.
محتسب: ناهی ازمنکر، مامور مبارزه با منکرات.
یمن نظر: به برکت نگاه.
باد یمانی: بادی که ازطرف یمن می‌وزد، کنایه از مکان اویس قرنی یمانی.
آیت: نشانه، آیه.
ننازد: بدان ننازد، بدان فخر و مباهات نکند.
انگیختن: از جای جنباندن، برکشیدن، بیرون کشیدن، برجهانیدن.
آصف: کنایه از وزیر، نام وزیر حضرت سلیمان آصف برخیا.
آصف ثانی: ثانی آصف برخیا، وزیر دوم شاه.

 

معنی شعر برگرفته از کتاب شرح جلالی بر حافظ، نوشته‌ی دکتر عبدالحسین جلالیان
گردآوری: فرتورچین

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
  • لینک
  • تلگرام
  • واتساپ
  • ایکس (توییتر)
  • لینکدین
  • فیسبوک
  • پینترست
  • اشتراک گذاری